سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٦
خطوط كلّى حاكم بر سياست خارجى ايران در دوره قاجاريه سياست خارجى ايران در عصر قاجار بحرانىترين مراحل تاريخى خود را تجربه كرد.
پيچيدگى نظام بينالملل، انحصار در تقسيم قدرت و رقابت بين دو بازيگر نيرومند و كهنهكارى نظير روسيه و بريتانيا در شمال و جنوب ايران، شرايط بغرنج و دشوارى را براى ديپلماسى ايران فراهم كرده بود. وضع سياست خارجى ايران در اين دوره شباهت بيشترى به فندق در دهانه گازانبر را داشت كه پيوسته از دو جناح متضاد و مخالف تحت فشار بود.
با وجود اين كه سياست خارجى ايران به جز دوره كوتاه صدارت اميركبير در عصر قاجار استحكام چندانى نداشت و بر اصول ثابت و از پيش تعيين شدهاى استوار نبود، امّا دقّت در رخدادها و توجه در جهتگيريهاى ديپلماسى ايران، اين نتيجه را به دست مىدهد كه ايران در فرايند جهتگيريهاى تضاد و تفاهم دو دولت نيرومند همچون روسيه و انگليس و نيز تحت تأثير شرايط و مقتضيات بينالمللى و اوضاع داخلى، از يك سرى خطوط كلى در سياست خارجى خود پيروى مىكرد كه در عمل به منزله خط مشى سياست خارجى ايران در قرن نوزدهم ميلادى محسوب مىشد. گرچه برخى از اين خطوط در دوران زمامدارى بعضى از شاهان يا صدر اعظمهاى قاجار كمرنگ مىشد امّا در نظر عدهاى از مورخين تاريخ ديپلماسى ايران، به عنوان اصول سياست خارجى ايران در دوره قاجار شناخته شدهاند. «١» اين خطوط عبارتند از:
١- متعادل ساختن رقابت بريتانيا و روسيه در ايران؛ ٢- تعقيب سياست اتّحاد و پيوستگى با دول نيرومند اروپايى؛ ٣- اتّخاذ سياست «قدرت سوّم».
درباره اصل نخست (تعادل) بايد گفت كه در ايران اين اصل ميان دو قطب امپرياليستى روس و انگليس، در سر تا سر قرن نوزدهم ميلادى اعمال مىشد. هنگامى كه حكومت تحت فشار امتيازى را به يكى از دو رقيب نيرومند مىداد، براى برقرارى توازن مجبور بود