سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٦٢
با اين ملاحظات، فروغى با دادن امتيازات مهمّى به نيروهاى اشغالگر، بقاى حكومت محمدرضا را تضمين كرد و مأموريتى را كه رضا شاه هنگام ترك قدرت و فرار از كشور به وى محوّل كرده بود به پايان رساند.
واگذارى كلّيه امكانات كشور به متّفقين براى عبور لشكريان آنها از ايران به سمت شوروى، از قبيل جادهها، راهآهن، فرودگاهها، لولههاى نفت، تأسيسات تلگراف و تلفن و بخشى از امتيازاتى بود كه فروغى به حساب ملّت ايران، براى حفظ سلطنت خاندان پهلوى به بيگانگان داده بود. به علاوه، متّفقين اين اجازه را يافتند كه قواى زمينى، هوايى و دريايى خود را به هر تعداد كه لازم بدانند در خاك ايران نگاه دارند. «١» بنابراين، سياست خارجى ايران در اين دوره دستخوش دگرگونى محسوسى شد و ضمن فاصله گرفتن از حالت بيطرفى، به افق اتّحاد و تعهّد در راستاى تأمين منافع متّفقين نزديكتر شد.
در اين دوره، دو بازيگر نيرومندى چون شوروى (سابق) و انگليس كه از ديرباز در صحنه ايران درگير رقابتهاى استعمارى بودند، و در طول زمامدارى رضا شاه به اقتضاى منافعشان مجبور به كاهش دامنه رقابت در ايران شده بودند، بار ديگر فعّال شدند.
بريتانيا بيش از هر دولت ديگرى براى حفظ بقاى استعمارى خود به تكاپو افتاده، سياست حفظ وضع موجود را در منطقه پيشه كرده بود و در راستاى همين سياست بود كه براى نجات شوروى (سابق) از خطر آلمان علاقه نشان مىداد.
بريتانيا به دليل اهمّيت خاور ميانه- از نظر ذخاير نفتى- بويژه چاههاى نفت ايران مىكوشيد از يكسو از سيطره آلمان بر خاور ميانه جلوگيرى ك سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب ٧٣ انعقاد قرارداد با كنسرسيوم بينالمللى نفت ص : ٧٣ ند و از سوى ديگر از سقوط ايران در دامن شوروى (سابق) يا آمريكا در دوران پس از جنگ ممانعت به عمل آورده و دست شوروى را از آبهاى گرم خليج فارس دور نگه دارد. «٢» بريتانيا در تعقيب اهداف مذكور، پيمان سه جانبهاى را طراحى كرد كه به موجب آن علاوه بر اينكه اشغال ايران را در نزد افكار جهانيان موجّه جلوه مىداد، دولتهاى