سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨٧
كردن رژيم وى را مورد بررسى و تأييد قرار دادند.
گرچه محمدرضا پهلوى از دهه ١٣٤٠ ش گامهاى اوليه را براى تبديل كردن ايران به قدرت منطقهاى برداشته بود، امّا توافق بريتانيا و آمريكا مبنى بر واگذارى نقش ژاندارمى منطقه به وى سبب گرديد تا اجراى سياست دوستونى در هسته مركزى و محور اصلى سياست خارجى منطقهاى ايران قرار گيرد. در چارچوب اين سياست شاه به اقدامات مهمّى دست زد كه از ميان آنها مىتوان به مسأله بحرين و اعاده حاكميت بر جزاير سهگانه اشاره كرد. «١» الف- انتزاع بحرين از ايران:
دولت كارگرى بريتانيا در آستانه خروج از منطقه شرق سوئز بويژه خليج فارس، و واگذارى نقش محورى در تأمين امنيت منطقه به رژيم شاه، درصدد برآمد مناقشات موجود بر سر مسائل ارضى و مرزى ميان كشورهاى منطقه را به نفع خود فيصله دهد. يكى از مسائل مورد اختلاف ميان ايران و بريتانيا، مجمعالجزاير بحرين بود. اين جزاير از دوران كهن، بخشى از قلمرو حاكميت ايران بود كه با آغاز سيطره استعمارى بريتانيا بر منطقه خليج فارس، به لحاظ برخوردارى از اهميّت استراتژيكى مورد طمع آن دولت واقع شد و از ربع اوّل قرن نوزده ميلادى زير چتر تحتالحمايگى بريتانيا قرار گرفت. بنابراين، در طول قرن نوزدهم ميلادى و نيمه اول قرن بيستم يكى از موضوعات مورد اختلاف ايران و بريتانيا، موضوع حاكميت بر جزاير مذكور بود.
دولت بريتانيا ناگزير بود نظر مساعد ايران را در تشكيل كنفدراسيون امارات عربى متّحده جلب كند. ايران موافقت خود را با اين خواسته بريتانيا به شرط اعاده حاكميت خود بر جزاير غصب شده، از جمله بحرين اعلام كرد. پس از مذاكرات نسبتاً طولانى با نمايندگان بريتانيا، ايران قانع شد در خصوص تعيين تكليف نهائى بحرين و آينده سياسى آن، نوعى همهپرسى صورت پذيرد. «٢» بريتانيا كه در تعقيب سياست جداسازى بحرين از ايران از سالها پيش، زمينهسازى