سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٠
سياست خارجى ايران و بازيگران نظام بينالملل بررسى سياست خارجى ايران در دوره معاصر با انتقال قدرت از سلسله زند به قاجار (١٢١٠ قمرى/ ١١٧٤ شمسى) آغاز مىشود. دوره زمامدارى آغامحمّدخان نخستين شاه و مؤسس اين سلسله كه بيش از دو سال (تا سال ١٢١١ قمرى/ ١١٧٥ شمسى) دوام نيافت، در شرايطى سپرى شد كه اوضاع داخلى كشور متشنّج و مرزها دستخوش ناآرامى بود. «١» اين تحولات كه بيش از هر عاملى از طبيعت دوران انتقال و دست به دست شدن قدرت ناشى مىشد، سبب گرديد تا اقدامات آغامحمدخان در عرصه سياست خارجى در يك رشته لشكركشيها و اقدامات نظامى جهت سركوبى مدّعيان سلطنت و تثبيت مرزهاى شرقى و شمالى خلاصه شود. «٢» بنابراين در دوره زمامدارى وى تحوّل مثبت و چشمگيرى در عرصه سياست خارجى ايران صورت نگرفت.
در دوره زمامدارى فتحعلى شاه، دربار ايران محل برخورد سياستهاى استعمارى سه دولت نيرومند اروپايى يعنى روسيه تزارى، فرانسه و انگليس بر سر هندوستان و نيز دستيابى به آبهاى گرم از سوى روسيه بود و از اين دوره فصل مهمّ و سرنوشت سازى در عرصه ديپلماسى و سياست خارجى ايران گشوده شد.
تمركز قدرت تصميمگيرى و اجرايى كشور در دست شخص شاه و صدر اعظمش- كه از طبيعت نظام استبدادى نشأت يافته و عموماً از ويژگيهاى نظام سلطنتى ايران بود- مجالى براى مشاركت مردم در عرصه سياست خارجى باقى نمىگذاشت. بعلاوه، غفلت و ناآگاهى زمامداران از اهدافِ جهتگيريها، منافع و استراتژيهاى دول استعمارگر اروپايى در منطقه، جهل هيأت حاكمه نسبت به مصالح عالى و منافع كشور (كه وجه مشترك تمامى شاهان اين سلسله مىباشد) سبب تشديد رقابت كشورهاى نيرومندى چون روسيه، بريتانيا و فرانسه در تحميل معاهدات استعمارى و كسب امتيازات متعدد