سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٤
مىدهد. «١» روابط ايران با فرانسه پس از انعقاد عهدنامه تيلسيت و خروج هيأت نمايندگى ژنرال گاردان از ايران (١١٨٨ ش/ ١٨٠٩ م) به سردى گراييد. «٢» روسيه تزارى سابقه روابط خارجى ايران و روسيه تزارى از اواخر سلطنت نادرشاه تا وقوع انقلاب بلشويكى ١٢٩٦ ش/ ١٩١٧ م از چشمانداز مطلوبى برخوردار نيست. «٣» جهتگيرى سياست خارجى ايران در طول حاكميت قاجار بيش از هر عاملى از سياست خصمانه و توسعه طلبيهاى روسها نسبت به ايران تأثير پذيرفته بود. اين مسأله در سمتگيرى سياست خارجى ايران نسبت به بريتانيا و فرانسه- سياست اتحاد و تعهّد- نمود عينى يافت.
شالوده سياست خارجى روسيه نسبت به ايران در دوره زمامدارى پتر كبير ريخته شد كه بر اساس آن به زمامداران بعدى توصيه شده بود با جنگهاى پى در پى، ايران را به ضعف و نابودى كشانده و با عبور از خاك ايران، خود را به خليج فارس و در نهايت به هندوستان برسانند. «٤» بنابراين، شديدترين و زيانبارترين جنگهاى روسيه تزارى در پى تعقيب سياست الحاق شمال ايران به روسيه، به عنوان بخشى از سياست توسعهطلبانه ارضى روسها در آسيا، در نيمه اوّل قرن نوزده ميلادى به ايران تحميل شد. اين جنگها كه در دو مرحله اتّفاق افتاد و نزديك به سى سال طول كشيد، نشان داد كه روسها در سياست خارجى خودشان بيش از هر ابزارى متكى به جنگ و اقدامات نظامى هستند.
انعقاد معاهده تركمانچاى برگى از تاريخ ديپلماسى ايران است كه نمىتوان آثار آن را بر سياست خارجى ايران در تاريخ معاصر ناديده گرفت. زيرا به دنبال آن، روند تازهاى در مداخلات بازيگران استعمارگر اروپايى در امور ايران شروع شد و نيز سرآغاز يك دوره طولانى تزلزل استقلال سياسى، اقتصادى و قضايى در ايران بود. «٥» اين عهدنامه انحطاط