سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٥٥
اسلامى ايران نسبت به آمريكا به ثبت رسيده به موارد بالا محدود نمىشود و آنچه كه مورد بررسى و اشاره قرار مىگيرد به فراخور گنجايش بسيار محدود اين درس از ميان صدها واقعه، دست چين و گزينش شده و طبعاً بررسى جامعالاطراف مسائل سياست خارجى ايران در مورد آمريكا مجالى ديگر مىطلبد. به همين دليل به مرور برخى از فرازهاى مهم سياست خارجى ايران نسبت به آمريكا مىپردازيم.
روابط ايران و آمريكا از پيروزى انقلاب اسلامى تا سقوط دولت موقّت پس از پيروزى انقلاب اسلامى، دولتى ميانهرو بر سر كار آمد كه نه انقلابى بود و نه اعتقادى به حركتهاى انقلابى داشت و نه داراى درك صحيحى از انقلاب بود. محور عمده و يكى از اصول سياست خارجى دولت موقّت برقرارى رابطه تنگاتنگ با آمريكا و دولتهاى غربى بود. از ابتداى روى كار آمدن ليبرالها، سياست مسالمتآميز و سازشكارى در برابر غارتگران بينالمللى از جمله آمريكا در دستور كار دولت موقّت قرار گرفت. اتخاذ چنين سياستى ريشه در غربزدگى ليبرالها داشت. يكى از اصول فكرى دولت موقّت، توجه بيش از حدّ به فرهنگ و تمدّن غربى بود در حالى كه احياى تمدن اصيل اسلامى از اهداف مهم و آرمانهاى انقلاب اسلامى بود. همين اختلاف در بينش سبب بروز دوگانگى و تضادّ در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران شده بود. «١» برداشتهاى نادرست دولت موقّت از اصول بنيادين و مبانى سياست خارجى ايران نظير سياست نه شرقى، نه غربى و چگونگى تنظيم ديپلماسى كشور نسبت به آمريكا از وجوه آشكار تضاد ميان رهبر كبير انقلاب و دولت بازرگان بود. برداشت وى از سياست نه شرقى، نه غربى همان سياست «موازنه منفى» دكتر مصدّق بود، در حالى كه از اين سياست، مفهوم تهاجم عليه آمريكا را برداشت نمىكرد، از ديد رهبر انقلاب، ابرقدرتهاى شرق و غرب به عنوان مجموعه واحدى از كفر و استكبار، منفور و مطرود بوده و مبارزه با آنها از اهداف اصلى سياست خارجى كشور محسوب مىگرديد.