سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٣٠
عثمانى اعزام كردند. آنان با تكيه بر اين اصل اوّليه كه «ما به دوستى كفّار احتياج نداريم»، از پيوستن به پيمانها و اتّحادهاى نظامى با اروپاييها عليه دولت عثمانى، اجتناب مىكردند امّا نظر به اينكه سلاطين عثمانى همواره ايران را به ديده يك رقيب سياسى مىنگريستند و به سرزمينهاى غربى ايران چشم طمع دوخته بودند، در طول حاكميت صفويان، حفظ و نگهدارى مرزهاى غربى از تهاجم بىامان تركان عثمانى، بخشى از شالوده سياست خارجى منطقهاى ايران را تشكيل مىداد و در نتيجه: براى مقابله با اقدامات توسعهطلبانه عثمانى، ايران ناگزير به سياستِ نزديك شدن دولتهاى اروپايى تن در داد. «١» دولت عثمانى به صورت يكى از بزرگترين دشمنان سياسى خاندان صفوى در آسيا درآمده و بخش زيادى از فعاليتهاى سياست خارجى ايران را به خود اختصاص داده بود. «٢» عوامل مؤثر در جهتگيريهاى سياست خارجى ايران و عثمانى را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد:
الف- نارضايتى سلاطين عثمانى از وضع موجود و پيروى آنان از سياست تجديدنظرطلبانه در سياست خارجى؛ «٣» ب- برقرارى حالت عدم توازن قوا بين ايران و عثمانى كه بيش از هر چيز، از مزيّت سازمان نظامى دولت عثمانى، دسترسى آنها به سلاح جديد و عقب ماندگى ارتش صفوى نشأت مىگرفت.
ج- رسميت يافتن مذهب تشيّع در ايران و خطر انتشار آن در دنيا، بويژه در آسياى صغير (تركيه فعلى).
مجموعه اين عوامل سياسى، ايدئولوژيكى و نظامى سبب شده بود تا دولت عثمانى سياست خصمانهاى را نسبت به ايران اتّخاذ كند. «٤» مسأله ديگرى كه در كانون سياست خارجى منطقهاى ايران قرار داشت، ناآرامى در