سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٢٩
مبانى سياسى اصل مذكور همان اصولى است كه در بُعد اعتقادى بررسى شد.
اصل نه شرقى، نه غربى بيان تمثيلى استقلال در سياست داخلى و خارجى و به معنى عدم وابستگى به قدرتهاى بزرگ و سلطهگر جهانى، عدم شركت در قطبها و دستهبنديهاى شركآلود و تجاوزكارانه جهان امروز است. از مشخّصات اين سياست، حفظ استقلال در تصميمگيرى و اتّخاذ مواضع در برابر رويدادهاى جهانى جداى از تأثير قدرت، تهديد و تطميع ابرقدرتها و عدم پذيرش حوزههاى نفوذ و منافع معيّن براى ابرقدرتهاست. «١» اين سياست، خواهان دفن سلطه استكبار و برقرارى روابط متقابل برمبناى اصول انسانى و موازين اخلاقى است.
- تفسير نادرستِ اصل نه شرقى، نه غربى همانطور كه گفته شد، ممكن است «نه شرقى، نه غربى»، در ظاهر امر يك اصل ساده به نظر برسد و به لحاظ مفهومى از پيچيدگى چندانى برخوردار نباشد، امّا عدم توجه به مبانى اعتقادى و سياسى آن، موجب برخى شبهات و تفسيرهاى نادرست شده است. به عنوان مثال، برخى مىپندارند اين اصل به معنى نفى هرگونه رابطه سياسى و مبادلات بازرگانى با كشورهاى وابسته به يكى از قطبهاى قدرت و هرگونه رابطه با بلوكهاى سياسى است. بطورى كه برقرارى مناسبات سياسى و اقتصادى با اين قبيل كشورها را عدول از اصل نه شرقى، نه غربى تلقى مىكنند. «٢» بايد توجّه داشت كه اين اصل به مفهوم انزواطلبى و قطع رابطه با ديگران نيست، بلكه در عصر رشد انديشه و افكار بينالمللى و با توجّه به نقش حياتى ارتباطات در تداوم بقاى كشورها، چنين طرز تفكّرى پايه مكتبى ندارد. «٣» آنچه كه در اصل نه شرقى، نه غربى نفى مىشود، نفس ارتباط نيست بلكه نحوه ارتباط با مفاد آن است. جمهورى اسلامى ايران همواره و بطور رسمى خواستار داشتن