سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٥٠
مسائلاساسى سياست خارجىايران در رابطه با شوروى (سابق) و بريتانيا رضا خان زمانى به سوى كسب قدرت گام برداشت كه وقوع يك رشته تحولات داخلى و بينالمللى، شرايط و مقتضيات چنين اقدامى را مساعد ساخته بود. وحدت نظر و همسويى عملى سياست خارجى شوروى سابق و بريتانيا در برقرارى ثبات نسبى و پاگرفتن يك حكومت مركزى نيرومند در ايران- به اقتضاى منافع اين دو استعمارگر- سبب شد تا رضا خان به سهولت قدرت را قبضه كند.
دلايل متعدّدى براى چنين خط مشى واحد و همسويى ميان دو قدرت ياد شده در امور ايران وجود داشت كه برخى از آنها عبارتند از: نااميدى بريتانيا از حمايت و تقويت ضد انقلابيون روسى براى سرنگونى حكومت نوپاى بلشويكى شوروى، اوجگيرى بحران ناشى از هرج و مرج و قحطى در ايران و وجود تجربه تلخ ١٥٠ سال عملكرد مداخلهگرانه بريتانيا و روسيه تزارى، تحميل معاهدات ذلتبار و تجزيه بخشهايى از سرزمين ايران. اين عوامل و دهها عامل ديگر سبب برانگيخته شدن احساسات ضدانگليسى و ضد روسى در ملت ايران گرديده، امكان ادامه دخالتها و سلطه جوييهاى آشكار و مستقيم دو قدرت عمده جهانى را نمىداد. از اين رو، شوروى و بريتانيا در عمل ناگزير به كاهش دخالتهاى علنى و مستقيم خود در امور داخلى ايران شدند. «١» روسها نيز بطور مشخص به اين نتيجه رسيده بودند كه هرگونه اعمال فشار بر ايران سبب فاصله گرفتن آن از شوروى و تشديد وابستگىاش به بريتانيا خواهد شد. همچنين در افكار بلشويكها، ايران نمونهاى از يك كشور نيمه مستعمره بود كه در حال گذر از مرحله فئوداليته به سرمايهدارى و در حال نزديك شدن به انقلاب پرولتاريايى بود؛ در نتيجه بلشويكها، رضا خان را پايهگذار يك انقلاب اجتماعى مطلوب مكتب ماركسيسم مىدانستند و بنابر دلايل فوق نه تنها مانعى در مسير كسب قدرت وى ايجاد نكردند بلكه با انعقاد قراردادهايى نظير «برست ليتوفسك» «٢»، قرارداد ١٩٢١ و حلّ سريع بحران