سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨٨
كرده و در طى برنامههاى سيستماتيك تغييراتى را در ساختار اجتماعى بحرين ايجاد كرده بود؛ سرانجام به اين هدف دست يافت و در سال ١٣٥٠/ ١٩٧١ م طى يك رفراندوم ساختگى به جدايى بحرين از پيكره ايران رسميت بخشيد. «١» ب- اعاده حاكميت بر جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى:
از جمله اقداماتى كه در چارچوب سياست خارجى منطقهاى ايران و به اقتضاى ايفاى نقش ژاندارمى خليج فارس توسط رژيم شاه صورت گرفت، اعاده حاكميت بر سه جزيره ايرانى تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسى بود.
جزاير مورد بحث به لحاظ برخوردارى از موقعيت استثنايى و اهميت ژئوپلتيكى در خليج فارس، از ابتداى قرن بيستم توسط بريتانيا غصب شده بودند. اين مسأله، بخشى از موضوع مناقشات ايران و بريتانيا در نيمه اوّل قرن بيستم بود.
با اين كه مقتضاى منطقى پايان دوره سلطه استعمار بريتانيا، بازگشت به وضع قبل از استعمار يعنى اعاده كامل حاكميت كشور «مادر» به سرزمينها و جزاير غصب شده بود، امّا با وجود ادلّه تاريخى و حقوقى خدشهناپذير مبنى بر تعلّق جزاير مذكور به ايران، دولت بريتانيا در راستاى اهداف و مطامع استعمارى خود، از ادعاى بىاساسِ تعلّق اين جزيرهها به شيخنشينهاى «شارجه» و «رأس الخيمه» طرفدارى مىكرد. «٢» مذاكرات ايران و بريتانيا در خصوص جزاير سهگانه مذكور مدّت سه سال به طول انجاميد. از آنجا كه رژيم شاه براى ايفاى نقش ژاندارمى، كه از سوى بريتانيا و آمريكا به وى محوّل شده بود نيازمند تحكيم موقعيت خود در منطقه، بويژه در دهانه تنگه استراتژيك «هرمز» بود، و بدون استقرار واحدهاى دريايى ايران در جزاير هرمز، لارك، قشم، تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسى- كه يك خط قوسى شكل دفاعى را تشكيل مىدهند- اين امر غير ممكن بود، با امضاى توافقنامه ١٣٥٠ ش/ ١٩٧١ م ميان ايران و شارجه- كه با نظر موافق بريتانيا صورت پذيرفت، واحدهاى نيروى دريايى ايران در