سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٢
بدفرجامى بدهد. با اين ملاحظات، از سال ١١٧٦ ش/ ١٧٩٧ م استراتژى اتّحاد و تعهّد با دولتهاى نيرومند بخصوص انگلستان در دستور كار سياست خارجى ايران قرار گرفت. «١» ايران در نگاه بريتانيا به منزله اولين خط دفاعى و سرزمين حايل ميان هندوستان و دولتهاى رقيب بود. «٢» بنابراين، بريتانيا با به كارگيرى ديپلماتهاى حرفهاى و با استفاده از ابزارهاى تطميع و تهديد ايران را به دام كشيده و معاهداتى را منعقد كرد كه در آنها فقط منافع انگلستان لحاظ شده بود. «٣» دربار قاجار در روابط خود با بريتانيا و اتّخاذ سياست اتّحاد و تعهّد نه تنها كوچكترين امتيازى به دست نياورد، بلكه نزديك به يك قرن و نيم، در بحرانىترين شرايط در مقابل ضربات ارتش مدرن روسيه تنها ماند و در زد و بندهاى سياسى ميان انگليسيها و رقباى اروپايى آن در آسيا، بارها وجهالمصالحه قرار گرفت.
همچنين در نتيجه دسيسههاى پنهانى انگليسيها، زيانبارترين معاهدات، نظير گلستان (١١٩٢ ش/ ١٨١٣ م)، تركمانچاى (١٢٠٧ ش/ ١٨٢٨ م) و غيره به ايران تحميل شد و علاوه بر آن، بريتانيا در تجزيه و جدايى بخشهاى مهمّى نظير هرات در سال ١٢٣٦ ش/ ١٨٥٧ م، ايالت بلوچستان در سال ١٢٥٠ ش/ ١٨٧١ م، بحرين در سال ١٣٤٩ ه. ش و نيز جدايى سرزمينهاى ماوراى ارس از پيكره ايران نقش فعّالى داشت. «٤» پس از شكست نهايى ناپلئون و رفع خطر از مرزهاى هندوستان و برقرارى اتّحاد ميان انگليس و روسيه، ايران از كانون توجّهات ديپلماتهاى بريتانيا حذف گرديد. «٥» با آغاز زمامدارى ناصرالدين شاه (سال ١٢٢٦ شمسى) دستگاه ديپلماسى انگلستان گذشته از كوششهايى كه براى اعمال سلطه سياسى، نظامى و قضايى بر ايران و اخلال و اعمال نفوذ در تعيين خطوط سياست خارجى ايران به عمل مىآورد، در پى تحصيل يك سرى اهداف اقتصادى، نظير فراهمآوردن تسهيلات لازم براى فعاليت بازرگانان انگليسى و رهايى از سياستهاى محدود كننده گمركى و كسب امتيازات اقتصادى از ديگر محورهاى