سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٥٣
مسائل سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران (١) (رابطه با آمريكا)
پيروزى انقلاب اسلامى ايران در بهمن ١٣٥٧ سرآغاز عصرى تازه و وقوع رويدادهاى تلخ و شيرين در سياست خارجى ايران بود. از اين تاريخ به بعد ديپلماسى ايران با يك تحوّل عميق و كيفى و با خطّ مشى جديدى در عرصه بينالمللى ظاهر شد.
اين تحوّل شگرف بيش از هر چيز، از سياست نه شرقى، نه غربى به عنوان يك اصل استراتژيك و پايدار نشأت گرفته بود. اين اصل از شريعت نبوى الهام گرفته و از ويژگيهاى روح حاكم بر ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران محسوب مىشود و نيز سمبل استقلال سياست خارجى كشور است؛ به گونهاى كه در تاريخ گذشته ايران و تاريخ ديپلماسى جهان، نظيرى بر آن نمىتوان يافت.
بىشك، يكى از عمدهترين دلايل تقابل شيطان بزرگ (آمريكا) با جمهورى اسلامى ايران، اتّخاذ سياست نه شرقى، نه غربى است. گرچه در درسهاى گذشته با كم و كيف سياست خارجى ايران قبل از انقلاب آشنا شديم، امّا مرورى هر چند گذرا به اوضاع حاكم بر سياست خارجى ايران در آستانه طلوع خورشيد انقلاب اسلامى سبب مىشود تا پديدههايى كه در عرصه روابط ايران و آمريكا به قوع پيوسته بهتر درك شوند.
پس از جنگ جهانى دوّم در شرايطى كه كشورهاى استعمارزده جهان سوّم در مناطق مختلف جهان بويژه در آسيا يكى پس از ديگرى غُل و زنجير وابستگى را از هم گسسته و به فضاى آزاد گام مىنهادند، ايران، تحت سلطه پهلوى با كودتاى ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ ه. ش دورهاى تاريك و ظُلمانى توأم با سلطه همهجانبه آمريكا را آغاز كرد و طولى نكشيد كه به