سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨١
درس هفتم: سياست خارجى ايران در دوران پهلوى (٤) (١٣٤٢- ١٣٥٧)
سالهاى آغازين دهه ١٩٦٠ م مقارن با وقوع تغييرات محسوسى در عرصه بينالمللى است. پايان دوره «جنگ سرد» در روابط شرق و غرب و شروع عصر جديدى به نام «تنشزدايى» از جمله پديدههاى عرصه بينالمللى بود كه در سياست خارجى ايران تأثير محسوسى بر جاى نهاد. «١» برآيند اين دگرگونى، گسترش همكاريهاى فنّى و بازرگانى بين شوروى (سابق) و رژيم پهلوى بود. امّا در همين برهه، سياست خارجى كشورمان، همان روند نزولى را سپرى مىكرد كه از سال ١٣٣٢ آغاز شده بود و اكنون تحوّلات تازهاى در شُرُف تكوين بود كه ابتذال سياست خارجى رژيم را به نقطه اوج خود مىرساند.
از اوايل سال ١٩٦٠ م حكومت كِنِدى طرحى را تصويب كرد كه به موجب آن سازمانهاى علمى و مخازن فكرى آمريكا بسيج گرديدند تا كلّيه كشورهاى بحرانخيز را در جهان مورد مطالعه و تجزيه و تحليل علمى قرار دهند. در جريان اين مطالعات بهزودى كشورهايى كه بنا به دلايلى از جمله حاكميت رژيمهاى ديكتاتورى و سرسپرده از ظرفيت انقلابى برخوردار بودند شناسايى شدند.
مطالعات انجام شده نشان داد كه ايران از آمادهترين شرايط انقلابى برخوردار است.
آنان از ايران به عنوان ويتنام بعدى ياد كردند و چنين بود كه اين كشور به صورت «آزمايشگاه نمونهاى» جهت انجام رفورم به منظور پيشگيرى از رشد پتانسيل انقلابى در