سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٩١
خلاصه يكى از عوامل مؤثر بر سياست خارجى ايران در سال ١٣٤٢ ش آغاز دوره تنشزدايى در روابط شرق و غرب بود. در طول سالهاى ١٣٤٢ تا ١٣٥٧ شمسى اگر چه ايران با كشورهاى مختلف دنيا روابط ديپلماتيك داشت امّا دو بازيگر عمده جهانى در سياست خارجى آن نقش بيشترى ايفا مىكردند كه اين دو بازيگر، ايالات متحده آمريكا و اتّحاد جماهير شوروى سابق بودند.
سمتگيرى سياست خارجى ايران نسبت به آمريكا در دوره مورد بحث ادامه سياست اتحاد و تعهد بود و به لحاظ دستنشاندگى حكومت پهلوى، عنصر منافع ملى در اتّخاذ چنين سياستى تأثيرى نداشت. روند روابط ايران و آمريكا در اين دوره در عمل با فراز و نشيبها و نوساناتى همراه بود امّا در ماهيّت هيچگونه تغييرى با سالهاى پس از كودتاى ١٣٣٢- دست نشاندگى- نداشت. ايران از مشتريان عمده كالاها و تسليحات آمريكا و تأمين كننده نيازهاى نفتى اين كشور بود.
روابط ايران با اتحاد شوروى سابق نيز از منافع غرب به ويژه آمريكا تأثير مىپذيرفت و در راستاى همان روند وابستگى رژيم شاه به آمريكا بود. رژيم شاه روابط خود را با شوروى سابق به جنبههاى تجارى، اقتصادى و ترانزيتى محدود كرد. علايق اقتصادى، بيش از هر عامل ديگرى سبب تداوم و نزديكى سياست خارجى روسها به ايران بود.
شكلگيرى دكترين نيكسون- كسينجر در آغاز دهه ١٣٥٠ شمسى سبب انتخاب شاه به عنوان ژاندارم منطقه شد و در راستاى چنين سياستى بحرين وجهالمعامله قرار گرفت و جزاير سهگانه به آغوش ايران بازگشتند. اختلافات ايران و عراق بر سر اروندرود پس از يك دوره كشمكش تبليغاتى و نظامى، با امضاى قرارداد ١٩٧٥ الجزاير فيصله يافت.