سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨٢
دست آمريكاييان و مهرههاى داخلى آنها درآمد.
اجراى اصلاحات آمريكايى به دست شاه، تصويب سند بردگى ملّت غيرتمند ايران تحت نام «كاپيتولاسيون» و دهها مورد ديگر حاصل ضعف ناشى از وابستگى و دستنشاندگى حكومتى بود كه با كودتاى ٢٨ مرداد روى كار آمده و موجوديت خود را نه در حمايت تودههاى مردم، بلكه در پشتيبانيهاى همهجانبه آمريكا جستجو مىكرد.
شايد بتوان گفت، آنچه سبب تمايز اين دوره از تاريخ ديپلماسى و سياست خارجى ايران از دورههاى پيشين مىگردد، ظهور شخصيتى چون «امام خمينى (ره)» به عنوان رهبر سياسى- مذهبى نهضت اسلامى است كه در عرصههاى مختلف بخصوص سياست خارجى نابسامان رژيم پهلوى واكنش كمسابقهاى نشان داد و بذر عظيمترين انقلاب قرن را افشاند. «١» مقولاتى كه در اين درس به مرور آنها مىپردازيم عبارتند از: روابط ايران با آمريكا و شوروى، ايفاى نقش ژاندارمرى منطقه خليج فارس توسط رژيم پهلوى در چارچوب دكترين نيكسون- كسينجر، اعاده حاكميت ايران بر جزاير سهگانه، جدائى بحرين از ايران و قرارداد ١٩٧٥ الجزاير.
جهتگيرى سياست خارجى ايران در قبال بازيگران اصلى بينالمللى از اوايل دهه ١٣٣٠، هنگامى كه دولت دست نشانده در ايران استقرار يافت، به موازات خروج تدريجى و در عين حال شتابان بريتانيا از عرصه رقابتهاى استعمارى با اتّحاد شوروى بر سر ايران، ايالات متحده آمريكا با بر عهده گرفتن نقش فعّال و مؤثر در حفظ و تحكيم پايههاى رژيم پهلوى، در هسته مركزى سياست خارجى ايران قرار گرفت.
در طول سالهاى ٥٧- ١٣٤٢، گرچه رابطه ايران با واحدهاى سياسى مختلفى برقرار بود، امّا دو بازيگر عمده جهانى يعنى ايالات متحده آمريكا و اتّحاد جماهير شوروى از