سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١١٣
درس دهم: اصول و اهداف سياست خارجى جمهورى اسلامىايران (٢)
(توسعه و تحكيم روابط بينالمللى، وحدت بين مسلمين، حاكميت موازين اسلام)
در درس گذشته ايده حكومت جهانى اسلام را به عنوان استراتژى و هدف غايى حكومت جمهورى اسلامى ايران بررسى كرديم. گفته شد كه اين ايده، داراى مبانى و پايههاى مستحكم اعتقادى، حقوقى و تاريخى مىباشد. اگر تلاش دولت اسلامى براى پياده كردن حكومت جهانى اسلام يك اصل و هدف استراتژيك در سياست خارجى ما مطرح است، پس بطور طبيعى لازمه فراهمآورى مقدمات و زمينههاى آن، حضور در صحنه روابط بينالمللى و ايجاد وحدت بين مسلمانان و حاكم شدن موازين اسلام مىباشد. با توجّه به اهميّت اين مقولات به عنوان مقدمات لازم جهت تحقّق حكومت جهانى اسلام، به بررسى هر يك از آنها مىپردازيم.
روابط بينالملل در قانون اساسى و حقوق بينالملل اسلامى يكى از جنبههاى بارز تحوّل سياست خارجى ايران پس از پيروزى انقلاب و استقرار نظام جمهورى اسلامى، اهميّت يافتن سياست خارجى و روابط بينالملل در حقوق اساسى و مشى عملى حكومت جمهورى اسلامى مىباشد. قبل از انقلاب اسلامى، تمركز سياستها بيشتر در امور داخلى كشور بود و اساساً تنظيم روابط خارجى به صورت فرعى و يا به صورت مشورتى و همكارى با ساير كشورها صورت مىگرفت. بدين ترتيب، مقوله سياست خارجى و روابط بينالملل در رژيم سابق به شكل كنونىاش نهادينه نشده بود.