سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٩
درس چهارم: سياست خارجى ايران در دوران پهلوى (١) (١٣٠٢- ١٣٠٤، دوران رضا خان)
سالهاى نيمه اوّل قرن بيستم ميلادى براى سياست خارجى ايران دوران پرحادثهاى بود. برخى از مورخانِ تاريخ ديپلماسى ايران اين قرن را «دوران بيدارى و مشاركت سياسى ايرانيان» نام نهادهاند. «١» اين برهه از مقطع تاريخى كشور ايران، به نسبت دورههاى استبداد و خودكامگى و عدم دخالت مردم ايران در سياست و حكومت، تا حدودى زمينهساز مشاركت مردم در امور عمومى گرديد كه متأسفانه با بازگشت مجدد استبداد و خودكامگى، اين روند با شكست مواجه شد. همچنين در اين برهه از تاريخ، ايران شاهد وقوع پديدههاى بىسابقهاى بود كه هر يك به نحوى در سرنوشت و جهتگيرى سياست داخلى و خارجى آن تأثيرگذار بود. انقلاب مشروطيت و سالهاى پرالتهاب (١٢٩٠- ١٢٨٤ شمسى) وقوع جنگ جهانى اوّل (١٩١٤)، انقلاب بلشويكى (١٩١٧) و آغاز روند عادىسازى روابط روسيه با ايران پس از يك دوره طولانى خصومتآميز و پركشمكش، جنگ جهانى دوم كه در طىّ آن بيطرفى ايران به وسيله متّفقين نقض شد و سرزمين ما به اشغال نيروهاى بيگانه درآمد، بخشى از اين پديدهها را شامل مىشود.
همچنين، تحوّلات ديگرى نيز در عرصه سياست خارجى ايران به وقوع پيوست كه هر يك از آنها بخشى از تاريخ پرفراز و نشيب ديپلماسى معاصر كشورمان را شامل مىگردد و بررسى آنها موضوع اين درس مىباشد.