سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٣٦
رحمت بود. پس مشكل بتوان در روابط عمومى و اجتماعى آن حضرت، اين ركن و اصل مهم را انكار كرد. سفارشها و دستورات پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به پيكهاى تبليغى صحّت اين ادّعا را به اثبات مىرساند. «١» همچنين دين اسلام برخلاف برخى ديگر از آئينها و مكاتب ديگر، عدالت و حق را بهاى دستيابى به صلح قرار نداده و به همان ميزان كه به صلح و همزيستى مسالمتآميز اهميت مىدهد، مبارزه با ظلم و ستم را نيز در دستور كار دولت اسلامى قرار مىدهد. تا آنجا كه ستم ستيزى و مبارزه با طاغوتها و گردنكشان از ويژگيهاى بارز و اساسى دين اسلام مىباشد. قرآن كريم در اين مورد سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب ١٤٧ ٢ - قوه مجريه:
ص : ١٤٧ مىفرمايد:
«... فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ ...» «٢» ... پس هر كه بر شما تعدّى كرد، بر او تعدّى كنيد به همان سان كه او بر شما تعدّى كرده و از نافرمانى خدا بپرهيزيد ...
به اين ترتيب ملاحظه مىكنيم كه در مكتب اسلام كه سرچشمه حقوق بينالملل اسلامى است و به نوبه خود تنظيمكننده روابط بينالملل و سياست خارجى دولت اسلامى است، اصل بر روابط صلحآميز است مگر اين كه دولتى مشى محاربه و تجاوز را در پيش گيرد. در آن صورت دولت اسلامى موظف به مقابله به مثل و توسّل به راههاى خشونتآميز مىباشد.
روابط صلحآميز در قانون اساسى ترديدى نيست كه سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران به عنوان بخشى از كلّ سياست كشور بر موازين شريعت اسلامى مستقر شده و از كتاب و سنّت نشأت گرفته است. همچنان كه در صفحات پيشين اشاره شد، منبع و مبنا براى دريافت اصول سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، قانون اساسى است. در خصوص اصل برقرارى روابط