سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٢٧
درس دوم: سياست خارجى ايران از صفويه تا قاجاريه اگر براستى تاريخ را آيينه عبرت و چراغى براى آينده بشماريم و بپذيريم كه مطالعه و تجزيه و تحليل حوادث گذشته مىتواند در گزينش راه درست آينده، مؤثر واقع شود، مطالعه سياست خارجى كشورمان در ادوار گذشته براى ما راهنمون مفيدى خواهد بود.
با نگرشى بر فضاى حاكم بر نظام بينالمللى در گذشته، مطالعه پيشينه سياست خارجى كشورها، جهتگيرى سياست خارجى ممالك اروپايى نسبت به ايران و ابزارهاى معمول در تحصيل هدفهاى سياست خارجى كشورمان، مىتوانيم عملكرد استعمار در گذشته و جهتگيرى هدفهاى پنهان و آشكار قدرتهاى بزرگ كنونى را بهتر بشناسيم. «١» گستردگى مقولات مربوط به سياست خارجى ايران از عهد صفويه تا قاجاريه كه يك مقطع زمانى طولانى را شامل مىشود از يكسو، و محدوديت حجم يك درس از سوى ديگر، ما را ناگزير مىسازد در بررسى سياست خارجى ايران، به عناوين مهم و محورهاى اصلى جهتگيريها بپردازيم.
فضاى سياست بينالملل در عصر صفويه در سال ٨٨٠ هجرى شمسى (اوايل قرن شانزدهم ميلادى) كه نخستين دولت صفوى به وسيله شاه اسماعيل و حمايت «قزلباشها» «٢» تشكيل شد، هنوز پايههاى اساسى روابط