سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٠١
منطقهاى خود ايفاى نقش متّحد آمريكا را برعهده گرفت. پيوستن ايران به پيمانهاى منطقهاى نظير پيمان بغداد ناشى از همين عامل بود.
شايد اختلاف ايران با عراق بر سر مسأله حاكميت اروندرود از عمدهترين تنشهايى بود كه در طى حكومت محمدرضا پهلوى با همسايه ديرينه ايران بروز كرد و با توسّل به شيوههاى ديپلماتيك حلّ و فصل گرديد.
خروج بريتانيا از شرق سوئز و خليج فارس نقطه آغاز تحوّلى جديد در روابط منطقهاى ايران در زمان محمدرضا پهلوى بود. به اين ترتيب در آغاز دهه ١٣٤٠ ه. ش/ ١٩٧٠ م ايران خود را براى ايفاى نقش فعّال در چارچوب دكترين دوستونى نيكسون- كسينجر آماده مىكرد و به قيمت به دست آوردن عنوان «ژاندارمى خليج فارس» از حاكميت به حق خود بر بحرين چشمپوشى كرد و براى ايفاى نقش بهتر ژاندارمى خليج فارس و رفع نيازهاى استراتژيك خود در جنوب، حاكميت خود را بر جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى اعاده كرد و در اين راستا از ابزارهاى ديپلماسى و نظامى بهره جست.