سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٥٤
صورت پايگاهى براى اقدامات نظامى آمريكا و جزيره ثباتى براى سياستهاى امپرياليستى آن كشور در خاور ميانه درآمد. «١» نفوذ همهجانبه آمريكا در طىّ ٢٥ سال دوره سلطهگرى اين كشور بر حيات اقتصادى، فرهنگى، سياسى و نظامى ايران و غارت ثروت ملّى كشور، بهايى بود كه رژيم بىكفايت پهلوى براى حفظ تاج و تخت خود پرداخت.
در آستانه ظهور انقلاب اسلامى اوضاع نابسامانى بر سياست خارجى ايران حكمفرفا بود. ايران به عنوان يكى از ستونهاى اصلى سياست خاورميانهاى آمريكا در خليج فارس، درياى عمان و بخشى از اقيانوس هند به ايفاى نقش ژاندارمى منطقه مىپرداخت و از منافع نامشروع جهان غرب به ويژه آمريكاى جهانخوار پاسدارى مىكرد. وقوع انقلاب اسلامى و استقرار حكومت جمهورى اسلامى ايران سبب فروريختن يكى از اصلىترين پايههاى دكترين نيكسون شد و ايران به سرعت از مدار سلطه آمريكا خارج گرديد. اين، يكى از پيامدهاى فورى انقلاب بود كه سبب دستپاچگى و بُهت و حيرت زمامداران آمريكا شد.
پايان دوره ٢٥ ساله غارت ذخاير ملّى ايران به دست آمريكا، به خطر افتادن امكان دسترسى آسان، مداوم و مطمئن جهان غرب به نفت منطقه و به خطر افتادن حيات اقتصادى آنها، به هم ريختن معادله و موازنه قدرت در جهان به نفع ايران، انحلال پيمان سنتو در چهار مهر ١٣٥٩، برچيده شدن پايگاههاى جاسوسى و استراق سمع و جمعآورى آنها از بهشهر و كبكان در مرزهاى شمال و شرق كشور، اخراج چهل الى ٤٥ هزار مستشار آمريكايى از ايران، پا كرفتن جوّ ضدّ آمريكايى در جهان به ويژه در پيرامون ايران، تنها بخشى از پيامدهاى فورى و ضربات شوكآورى بود كه انقلاب اسلامى ايران بر پيكر نحس آمريكا نواخت. نگرشى هر چند سطحى بر اين تحوّلات علل موضعگيرى آمريكا در قبال جمهورى اسلامى ايران را آشكار مىكند. «٢» قدر مسلّم اين است كه حوادث و پديدههايى كه در تاريخ زرّين ديپلماسى جمهورى