سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٩٦
با روى كار آمدن زمامداران نالايق قاجار، سياست خارجى كشور دستخوش شكستها و ناكاميهاى تلخى شد. باستثناى دوره كوتاه صدارت اميركبير، بقيه دوره حكومت قاجار به خاطر اتّخاذ سياست خارجى نسنجيده و غلط، معاهدات خفّتبار و زيان آورى همچون «گلستان» و «تركمنچاى» به ايران تحميل گرديد و امتيازات چشمگيرى به بيگانگان داده شد. با تجزيه بخشهاى مهمى از سرزمين ايران در شمال، استقلال و تماميت ارضى كشور ايران، از چشمانداز مطلوبى برخوردار نبود.
در دوره كوتاه زمامدارى آغا محمد خان، به دليل غلبه حسّ نظامىگرى وى به ساير جنبهها و نيز اوضاع و احوال ناشى از انتقال قدرت و وجود شرايط بىثبات در كشور، تحوّل مثبت و چشمگيرى در عرصه ديپلماسى ايران ظاهر نشد.
پس از آغا محمد خان، هر يك از زمامداران قاجار از فتحعلى شاه تا احمد شاه، كارنامه سياهى در سياست خارجى و ديپلماسى كشور از خود بر جاى گذاشتند. در طى اين دوره كه تا دهه اوّل قرن حاضر دوام يافت، اساسىترين مسأله ايران رقابتهاى استعمارى روسيه تزارى، بريتانيا و فرانسه بود. بنابراين، روسيه تزارى با تجاوزات پىدرپى خود از شمال به سرزمين ايران، به عنوان كانون خطر، جايگزين تهديدهاى نظامى سلاطين عثمانى شد.
ايران در دوره قاجار فاقد يك ديپلماسى و سياست خارجى سنجيده و از پيش طراحى شده بود. غفلت و ناآگاهى هر يك از زمامداران قاجار از هدفها، استراتژيها، منافع و جهتگيريهاى ديپلماسى دولتهاى اروپايى به ويژه روسيه، انگليس و فرانسه، ضربات جبران ناپذيرى بر وجهه بينالمللى، منافع ملى، تماميت ارضى و استقلال همهجانبه كشور وارد آورد. از ويژگيهاى بارز سياست خارجى كشور در اين دوره تاريك، تعيين جهتگيريهاى سياست خارجى كشور به وسيله بيگانگان و نفوذ عمّال روس و انگليس در ايران بود. اين عامل، مانع از ايجاد و پا گرفتن يك سياست خارجى مستقلّ، مدوّن و محاسبه شده گرديد. بنابراين آنچه در اين دوره به چشم نمىخُورَد، مشاركت سياسى مردم در امر سياست خارجى است.
بطور كلى، ايران در سايه حكومت شاهان قاجار- در يك دوره طولانى- بازيچه