سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٩٥
در تحصيل هدفهاى سياست خارجى كشور بطور كمسابقهاى رونق گرفت و به همين دليل مذاكره و ديپلماسى كاربرد گذشته خود را از دست داد. به لحاظ لشكركشيهاى مداوم نادر، ثباتى كه در نتيجه استفاده از ديپلماسى و مذاكره وجود داشت، رخت بر بست و به خاطر اوضاع متغيّر، روابط ديپلماتيك ايران و اروپا بطور چشمگيرى كاهش پيدا كرد.
روابط عثمانى و ايران در اين دوره همچنان تيره بود. گرچه نادرشاه در بهبود بخشيدن به اين تيرگى، كوشش كرد امّا توفيق چندانى نيافت؛ امّا روابط ايران و روسيه بطور چشمگيرى توسعه يافت.
ج- دوره زنديه:
از مشخصههاى بارز سياست خارجى ايران در دوره زنديه، برقرارى آرامش و ثبات نسبى در كشور و روابط خارجى آن بود. برخلاف دوران صفويه و افشاريه كه ابزار نظامى و قشونكشى امر متداولى بود، در اين مقطع تاريخى، جز فتح بصره كه تنها حركت مهم نظامى كريم خان بود، اقدام نظامى چندانى براى تحصيل هدفهاى خارجى صورت نگرفت. وجه اشتراك ديگر سياست خارجى ايران در دوره زنديه، افشاريه و صفويه تيرگى روابط ايران با عثمانى بود.
در دوره كريم خان زند، نسبت به دولتهاى اروپايى به ديده شك و ترديد توأم با سوءظن و عدم اطمينان نگريسته مىشد. بنابراين، روابط ديپلماتيك دربار زنديه و دولتهاى اروپايى گرمى سابق را نداشت. با مرگ كريم خان زند، دوره همزيستى مسالمتآميز ايران و روسيه نيز به پايان رسيد و دوره بىسابقهاى از برخوردهاى نظامى خونين و طولانى آغاز شد.
د- دوره قاجاريه:
تاريخ ديپلماسى و سياست خارجى ايران به مفهوم واقعى آن همزمان با ظهور سلسله قاجاريه آغاز شد. اين دوره، عصر افول سياست خارجى بوده و ايران وارد بحرانىترين برهه تاريخى خود گرديد.