سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨٩
جزاير ياد شده مستقر شدند. با وجود اين اقدامات و ملاحظات، مسأله حاكميت بر جزاير مذكور با دسيسههاى استعمارگران، خصوصاً آمريكا و انگليس همچنان به صورت آتش زير خاكستر باقى ماند تا در مواقع مقتضى بهانهاى براى آتشافروزى در منطقه در اختيار داشته باشند.
قرارداد ١٩٧٥ الجزاير همانگونه كه در درسهاى قبلى اشاره شد، اختلافات ارضى و مرزى ميان ايران و همسايه غربىاش چه در دوران حيات امپراتورى عثمانى و چه بعد از تجزيه آن و ظهور عراق از بقاياى اين امپراتورى، يكى از موضوعهاى عمده درگيرى دو كشور و از مشغلههاى عمده سياست خارجى ايران بوده است.
در سال ١٣٤٧ شمسى همزمان با شكلگيرى ترتيبات امنيتى جديد در منطقه خليج فارس در قالب سياست دوستونى، با محوريت ايران و عربستان، «احمد حسن البكر» با انجام يك كودتاى نظامى در عراق قدرت را به دست گرفت. هنوز مدّتى از استقرار حكومت حزب بعث سپرى نشده بود كه دولت جديد ادعاى حاكميت بر شط العرب (اروند رود) را مطرح كرد و ضمن تهديد ايران به اقدامات نظامى، مقررات ويژهاى را كه مغاير با معاهدات قبلى بود، براى تردد كشتيها در اروند رود اعلام كرد. «١» به زودى حملات تبليغاتى راديو بغداد با اقدامات نظامى عراق عليه ايران توأم شد.
اين كشور در بهمن ١٣٥٢/ فوريه ١٩٧٤ از شوراى امنيت تقاضاى تشكيل جلسه فورى كرد و ايران را به تصرف پنج كيلومتر از خاكش متهم كرد. سازمان ملل ضمن اعزام نماينده ويژهاى جهت بررسى موضوع و تهيه گزارش، طرفين را به مذاكره مستقيم دعوت كرد.
به دنبال توافق سران آمريكا و شوروى (سابق)- جرالد فورد و لئونيد برژنف- در «ولادى وستك» مبنى بر حلّ بحران ايران و عراق، و نيز به دنبال ملاقات وزيران خارجه ايران و عراق و همچنين ديدار «هوارى بومدين» به نمايندگى از شوروى با «انور سادات»