سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٨٦
ترانزيت قراردادهايى بين دو كشور امضا شد. «١» رژيم شوروى در تحليلهاى سياسى و فعاليتهاى تبليغاتى خود از رژيم پهلوى در مقابل نهضت روحانيت و توده مردم حمايت مىكرد. گذشته از دلايل ايدئولوژيكى و سياسى، سود سرشارى كه اين كشور از روابط اقتصادى و بازرگانى با رژيم شاه حاصل مىكرد، سبب عمده مخالفت آن با قيام مردمى در ايران بود. با ظهور علائم سقوطِ رژيم پهلوى، رژيم شوروى در مقابل نظام نوپاى انقلابى برخوردهاى چاپلوسانهاى را در پيش گرفت. «٢» دكترين دوستونى؛ محور اساسى سياست خارجى منطقهاى ايران جنگ جهانى دوم كه در سال ١٩٤٥ ميلادى به پايان رسيد، از يك سو ضايعات و تلفات ناشى از جنگ مزبور، وضع نابسامانى را در كشورهاى اروپايى بويژه انگلستان به وجود آورد و از سوى ديگر، آمريكا با كنار نهادن سياست انزواطلبى، به عنوان يكى از دو قدرت نيرومند سياسى و اقتصادى وارد عرصه جهانى گرديد. دولت بريتانيا در سال ١٣٤٧ ش تصميم خود را مبنى بر خارج ساختن نيروهايش از شرق سوئز از جمله خليج فارس اعلام داشت و با اجراى اين تصميم در سال ١٣٥٠ ش مسألهاى بنام «خلأ قدرت» در منطقه مطرح شد و بدين ترتيب مسؤوليت پاسدارى از منافع جهان غرب به دست آمريكا سپرده شد.
آمريكا براى انجام اين مسؤوليت بر سر دو راهى قرار گرفت. راه نخست حضور نظامى مستقيم در خليج فارس و راه دوم اجراى دكترين نيكسون بود. درگيرى آمريكا با مسأله ويتنام، مخالفت افكار عمومى آمريكا با حضور نيروهاى نظامى آمريكا در ساير مناطق بحرانخيز جهان و ساير شرايط حاكم، سبب گرديد تا اين كشور دكترين نيكسون را به صورت سياست دوستونى «٣» با مشاركت ايران و عربستان به مرحله اجرا بگذارد.
بههمين جهت نيكسون و كسينجر در سال ١٣٥١ در تهران با شاه ملاقات كردند و مسلّح