سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٦٧
به موازات شكلگيرى احساسات ضد استعمارى و اوجگيرى مخالفت مردم با تداوم سلطه بيگانگان بر سياست، اقتصاد و منابع طبيعى كشور، نظير نفت و غيره، بريتانيا مىكوشيد به هر قيمت ممكن شركت نفت ايران و انگليس را از خطرات امواج سهمگين ضداستعمارى ملت ايران در امان داشته و موقعيت متزلزل آن را تثبيت كند؛ و با ايجاد تغييرات ظاهرى و جزيى در شرايط امتياز اين شركت، از انحلال آن پيشگيرى به عمل آورد. «١» اين مسأله يكى از هدفهاى عمده سياست خارجى بريتانيا در اين دوره، در ايران بود. در راستاى چنين سياستى بود كه «نويل گس»، يكى از مديران شركت نفت ايران و انگليس سفرهاى مكرّرى به ايران انجام داد تا از راه مذاكره و رسيدگى به اعتراضات ايران در مورد تخلّفات شركت مذكور، اقدامات پيشگيرانهاى را براى جلوگيرى از ملىشدن نفت ايران انجام دهد. «٢» وى در تعقيب سياست حفظ وضع موجود و ادامه كار شركت، مذاكرات محرمانهاى با «گلشائيان»، وزير دارايى وقت ايران انجام داد كه اين مذاكرات در ٢٦ تير ١٣٢٨ شمسى به امضاى قرارداد الحاقى مشهور به «قرارداد گس- گلشائيان» انجاميد.
مبارزات ضد استعمارى روحانيت مبارز به رهبرى آيتالله كاشانى، حضور فعالانه فدائيان اسلام و پيروى سياست خارجى كشور از دكترين «موازنه منفى» به رهبرى دكتر محمد مصدق، هستههاى اوليه مخالفت با اين قرارداد را به وجود آورد.
بريتانيا براى به تصويب رساندن قرارداد الحاقى گس- گلشائيان در مجلس، رزم آرا را بار ديگر روى كار آورد. وى سياست خارجى دولت را در راستاى منافع بريتانيا تنظيم