سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٥٧
خلاصه توافق و همسويى سياست خارجى قدرتهاى استعمارى نظير شوروى و بريتانيا و شرايط داخلى ناشى از بحرانهاى پى در پى و هرج و مرج داخلى در قدرت يافتن رضا خان مؤثر بود. يكى از ويژگيهاى نظام بينالملل در اين دوره و تفاوت آن نسبت به دوره قاجاريه، كاهش فشارهاى علنى مداخلهجويان در امور كشورها از جمله ايران بود.
محور سياست خارجى بريتانيا در اين دوره نسبت به ايران ايجاد يك حكومت مركزى نيرومند به عنوان ديوار حايل در مقابل كمونيسم و عامل مؤثر در غارت بى دردسرِ نفت ايران بود. مسائل عمدهاى كه در سياست خارجى ايران نسبت به بريتانيا پديد آمد الغاى قرارداد ١٩٠١ دارسى و انعقاد قرارداد جديد در واگذارى امتياز نفت به بريتانيا، الغاى كاپيتولاسيون و برقرارى تعرفه گمركى جديد و فعاليتهاى گسترده ديپلماتيكى در بازگرداندن حاكميت ايران بر قلمرو دريايى و جزاير و بنادر ايرانى بود كه مدتها به اشغال نيروهاى انگليسى درآمده بودند. در رابطه با شوروى نيز با حلّ و فصل اختلاف مربوط به امتياز شيلات روابط دو كشور به حالت عادى برگشت.
در بعد منطقهاى، محور اصلى جهتگيرى سياست خارجى ايران، حلّ مناقشات و پيروى از اصل همزيستى مسالمتآميز بود و در اين راستا پيمان منطقهاى سعدآباد به امضا رسيد.
خطوط كلى حاكم بر سياست خارجى ايران در اين دوره عبارت بود از: حفظ توازن ميان شوروى و انگلستان، سياست قدرت سوم، بيطرفى در سياست جهانى، همزيستى مسالمتآميز در منطقه، جايگزينى ديپلماسى به جاى جنگ و پيروى از سياست نزديكى به يكى از قدرتهاى نيرومند. جهت برخوردارى از مزاياى تخصصى، اقتصادى و نظامى آن.