سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٥١
ناشى از امتياز شيلات بحر خزر به سرعت روابط ميان دو كشور را به حالت عادى درآوردند و راه تقويت آن را در پيش گرفتند. «١» انگليس نيز براى سياست نوين خود در ايران، دلايل قابل قبولى داشت از جمله؛ پيدايش نفت، ايجاد كمربند امنيتى مستحكم براى حفاظت از هندوستان و حفظ ايران از سقوط به دامن كمونيسم و بلشويسم. كشف نفت در ايران در اوايل قرن بيستم عامل جديدى بود كه بريتانيا را در پيروى از «ايده حكومت مركزى نيرومند» در ايران ترغيب مىكرد.
بنابراين غارت بى دردسر نفت، مستلزم برقرارى ثبات و امنيت، تحت رهبرى يك زمامدار نيرومند و سركوبى و اضمحلال نظامهاى پراكنده و متشتّت ملوكالطوايفى بود. «٢» در چنين شرايطى رضا خان به سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب ٦٢ حضور نيروهاى اشغالگر در ايران ص : ٦١ قدرت رسيد و در رأس سياست خارجى ايران قرار گرفت. وى وجود نيروهاى گريز از مركز را عامل كاهنده قدرت مانور دولت مركزى و منشأ دخالتهاى خارجى در امور كشور مىدانست؛ از اين رو، در ابتداى زمامدارى خود سياست تمركز گرايى را در پيش گرفت و در اين راستا، اساس قدرت را بر نيروى نظامى استوار ساخت و براى تحقّق اين ايده از بهم پيوستن نيروهاى مسلّح پراكنده، ارتش يكدست و متشكّل فراهم آورد تا ابزار به اصطلاح نوسازى ايران و بازوى اجرايى سركوب نظام ملوكالطوايفى موجود در ايران باشد. «٣» رضا خان در گام نخست، براى تحكيم و تمركز قدرت سياسى، شورشهاى داخلى، نظير غائله «لهاك خان سالار جنگ» در ايالت خراسان در سال ١٣٠٥ شمسى، شورش پادگان سلماس، شورش عشاير غرب كشور، كردستان، تركمن صحرا، بلوچستان، شيخ خزعل و ... را سركوب كرد و رهبران آنها را اعدام، تبعيد و بعضى را تحت نظارت و كنترل خود درآورد. «٤»