سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٣٤
پيمود كه از ابتداى سلسله صفويه آغاز شده بود و بطور عمده در برخوردهاى نظامى بر سر مسائل مرزى خلاصه مىشد. گر چه نادر كوشيد تا با تقريب بين مذاهب شيعه و سنّى، نوعى تفاهم ميان دو كشور ايران و عثمانى برقرار سازد، امّا به دليل مخالفتِ سلاطين عثمانى، موفقيّتى به دست نياورد.
سياست خارجى ايران نسبت به انگليس، فقط محدود به مناسبات اقتصادى بود. «١» فرانسويان در ديپلماسى خود درصدد بودند ايران و عثمانى را عليه روسيه متّحد كنند.
مناسبات ايران و فرانسه از زمان سقوط صفويه تا روى كار آمدن قاجاريه، در سطوح پايين برقرار بود. «٢» شايد زمامداران روسيه تزارى بيش از هر كشور ديگرى، نسبت به روى كار آمدن نادر خرسند بودند؛ آنان در طول حكومت دوازده ساله نادر بيش از پيش، به ايران نزديك شدند و روابط سياسى، اقتصادى و نظامى برقرار كردند. روسها علاوه بر كمكهاى تسليحاتى و نظامى به نادرشاه در جنگ با عثمانى، ميدان را براى سركوب افاغنه و عثمانيها باز گذاشتند. «٣» نادر با اعزام سفير به دربار روسيه قراردادى منعقد كرد كه به موجب آن مقرر شد دو كشور، سفير- به صورت مقيم- بپذيرند؛ همچنين تجّار دو كشور آزادى تجارت يافتند. «٤» روسها در اين دوره بخش اعظم تجارت خارجى ايران را به خود اختصاص دادند. «٥» نادرشاه با تأسيس نيروى دريايى، راه ارتباطى ايران با دنيا (و بخصوص اروپا) را از خاك عثمانى متوجه راههاى دريايى كرد. «٦» بطور كلى مرگ پتر كبير و تغييرات پى در پى در حكومت روسيه و دست به دست شدن قدرت سبب ضعف حكومت امپرياليستى مزبور گرديد. از سوى ديگر، پيشرفتهاى چشمگيرِ نادر در امور داخلى و خارجى يكى از دلايل روابط دوستانه و متقابل ايران و روسيه در دوره