سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٣٣
اتّحاد نظامى عليه عثمانى «١»، انجام اصلاحات نظامى و تهيه ساز و برگ جنگى از اروپا، صدور ابريشم به اروپا «٢» و تشديد و رقابت و ضدّيت ميان دولتهاى استعمارگر اروپايى به منظور بهرهگيرى از نيروى دريايى آنها عليه يكديگر در جهت كاهش حضور استعمارى آنها در خليج فارس. «٣» سياست خارجى ايران در دوره نادرشاه افشار در فاصله سقوط حكومت شاه سلطان حسين صفوى و ظهور نادر شاه افشار، (١١٠١- ١١٠٨ ه. ش) ايران به مدت هفت سال، صحنه تاخت و تاز افاغنه، تركان عثمانىو روسها بود. «٤» نادرشاه دراوايل زمامدارىاش- دربين سالهاى ١١٤٨- ١١٥٠ ق- سياست خود را به امور داخلى متمركز كرد. در اين مدّت، دشمنان داخلى سركوب، افغانها اخراج و تركان عثمانى از سرزمين ايران عقب رانده شدند و مرزهاى ايران گسترش يافت. در نتيجه اقدامات نظامى موفق نادر، ايران از نظر نظامى نيرومند شد و در رديف دولتهاى درجه اوّل دنيا قرار گرفت.» سياست خارجى ايران در دوره دوازده ساله زمامدارى نادرشاه افشار (١١٦٠- ١١٤٨ ق)، تحتالشعاع اقدامات نظامىگرى او بود و جنگ، بيش از هر وسيله ديگر، در تحصيل هدفهاى سياست خارجى، كاربرد داشت. در اين دوره، روابط ايران با اروپا به دليل اوضاع متغيّر ناشى از لشكركشىهاى مداوم، كاهش چشمگيرى يافت و روابط تجارى ايران با برخى از دولتهاى اروپايى نظير انگلستان، روسيه، هلند و فرانسه به روند ضعيف خود ادامه داد. «٦» در دوره نادرشاه افشار، سياست خارجى ايران نسبت به عثمانى، همان روندى را