سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٢٩
تكوين دولتهاى استعمارگر قرار گرفت. مهمترين اين دولتها عبارت بودند از: اسپانيا، پرتغال، انگلستان، فرانسه، هلند، ب سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب ٤١ سياست خارجى ايران و بازيگران نظام بينالملل ص : ٤٠ لژيك، ايتاليا، روسيه، آلمان و تنها كشور غيراروپايى يعنى ژاپن. «١» امپراتوريهاى مينگ- در چين- و مغول نيز در زمره بازيگران عرصه بينالملل آن عصر به حساب مىآمدند. «٢» خطرات ناشى از برترى جويى و توسعهطلبىهاى دولت عُثمانى يكى از مسائل عمده و مشترك بين دولت صفوى و اغلب دولتهاى اروپايى بود كه موجب نزديكى آنها به ايران و انعقاد پيمانهاى نظامى و اقتصادى عليه دشمن مشترك- عثمانى- مىشد. «٣» هر يك از دولتهاى اروپايى نيز در مستملكهجويى، با هم درگير رقابتهاى شديدى بودند.
سياست خارجى منطقهاى ايران در عصر انتقال قدرت از تيموريان به صفويان، شرايط خاصى بر منطقه حاكم بود.
دولتهاى همسايه، پيوسته مرزها را مورد تهاجم قرار مىدادند. اين حركتهاى تعرّضى به طور عمده از سوى تركان عثمانى از ناحيه غرب، ازبكها و افاغنه از سمت شرق، روسها از شمال و دول استعمارگر اروپايى از جنوب صورت مىگرفت. در اين دوره، وحدت ملّى و تماميّت ارضى ايران از چشمانداز چندان مطلوبى برخوردار نبود. مجموعه اين عوامل، موجب جهتگيرى خاصى در سياست خارجى ايران شده بود. «٤» سياست خارجى ايران نسبت به تركان عثمانى، ابتدا، به بازپسگيرى آن بخش از اراضى ايران معطوف بود كه دولت عثمانى آن را از پيكره ايران جدا كرده بود و اين مقوله، خود در سلسله مراتب هدفهاى سياست خارجى صفويان از اولويت و اهميّت زيادى برخوردار بود. با اين حال، شاهان صفوى، به منظور برقرارى روابط دوستانه با همسايه غربى خود پيشقدم شده و هيأتهاى ديپلماتيك متعدّدى به دربار سلاطين