سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٢٣
در نظر بگيرند و آنگاه به تصميمگيرى و اجراى سياست خارجى بپردازند. بعضى از عوامل مؤثر بر سياست خارجى كشورها عبارتند از: عوامل جغرافيايى و استراتژيك، جمعيت، عامل اقتصادى و عامل ايدئولوژيك. اكنون به بررسى مختصر هر يك از اين عوامل مىپردازيم:
١- عامل جغرافيايى و استراتژيك: كشورهايى كه داراى وسعت سرزمينى، آب و هواى متعادل و منابع كافى هستند، در سياست خارجى از ميدان عمل وسيعترى برخوردارند. البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه در برخى از موارد وسعت سرزمين و منابع ارزشمند آن سبب بروز مشكلاتى شده و به صورت عامل محدود كننده درآمدهاند. به هر حال، در نظر گرفتن عواملى از قبيل تعداد جمعيت، منابع طبيعى و غيره دولتها را وادار مىكند تا در سياست خارجى، از خط مشى خاصّى پيروى كنند. كشورها ناگزيرند سياست خارجى خود را با توجه به عوامل محيطى تعديل كنند. از نظر موقعيت استراتژيك، دسترسى يا عدم دسترسى به درياى آزاد، سواحل مناسب، نيروى دريايى قدرتمند و غيره در سياست خارجى تأثير دارد.
٢- جمعيت: از ديگر عوامل مؤثر بر سياست خارجى، تعداد و كيفيت جمعيت كشورهاست. همچنين چگونگىتوزيع جغرافيايى جمعيت، ميزان سواد، مهارت تكنولوژيك، آهنگ رشد جمعيت و تناسب آن با رشد اقتصادى و توان بالقوه و بالفعل اقتصادى، ذخيره كافى مواد غذايى كشورها نيز نقش بسيار مؤثر در سياست خارجى كشورها دارد.
٣- اقتصاد: وضع اقتصادى كشورها يكى از عوامل مؤثر بر سياست خارجى كشورها به شمار مىرود. وابستگى اقتصادى كشورها به يكديگر از اصول حاكم و مبناى سياست خارجى كشورهاست. «١» دسترسى كشورهاى صنعتى به مواد خام كه جنبه حياتى براى آنها دارد، بر مناسبات سياسى آنها در برقرارى رابطه با كشورهاى غير صنعتى تأثير مىگذارد و بطور متقابل، كشورهايى كه داراى اقتصاد مبتنى بر كشاورزى هستند، به محصولات صنعتى و ماشينآلات كشورهاى صنعتى نيازمندند. در مجموع اين عوامل بر سياست خارجى كشورها تأثير مىگذارد.