سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٨٢
عملًا با آن برخورد جدّى نكردند.
رزمندگان سلحشور اسلام از اواخر آذرماه سال ١٣٦٥/ دسامبر ١٩٨٦ ضربات خردكنندهاى بر ارتش متجاوز بعثى وارد كردند و موازنه قدرت در صحنه جنگ به نحوى بارز به نفع ارتش اسلام تغيير يافت. اين مسأله سبب شد تا اعضاى دائم شوراى امنيت سازمان ملل از پيروزى قريبالوقوع ايران بيشتر نگران شده، به تكاپو بيفتند.
پيشروى سريع نيروهاى اسلام در اطراف شلمچه و نزديك شدن آنان به بصره، شوراى امنيّت را هر چه بيشتر نسبت به مسأله جنگ حسّاس كرد و آن را به حركت نوظهورى واداشت كه تا آن زمان سابقه نداشت. چرا كه اعضاى دائمى اين شورا مىدانستند كه پيروزى نظامى ايران در عرصه نبرد، تحوّلات عظيمى در عرصه منطقه و در مقياس جهانى به بار مىآورد و معادله قدرت را كه از جنگ جهانى دوّم به بعد در نظام بينالملل برقرار شده بود دستخوش تحوّل مىكند.
با اين ملاحظات پنج عضو دائمى شوراى امنيت پس از يك سلسله مذاكرات محرمانه به اين نتيجه رسيدند كه قطعنامهاى صادر كنند كه اوّلًا در آن پيشبينى اقدامات تنبيهى در صورت عدم پذيرش از سوى ايران صورت گرفته باشد، ثانياً بيطرفى ظاهرى در كيفيت برخورد با مسأله جنگ در آن ملحوظ گردد تا هيچگونه توجيه اخلاقى براى ردّ آن از سوى جمهورى اسلامى ايران كه در آن زمان دست بالا را در جنگ داشت، وجود نداشته باشد. در واقع شوراى امنيت درصدد بود كه مشروعيت ردّ قطعنامه را از بين ببرد. براى انجام اين مقصود لازم بود اساسىترين خواسته جمهورى اسلامى ايران كه معرفى متجاوز به افكار عمومى جهانى بود، در اين قطعنامه آورده شود و خسارتهاى وارده در طول تجاوز عراق مورد محاسبه قرار گيرد.
با اين تمهيدات قطعنامه ٥٩٨ در قالب و محتوايى خاص صادر شد و بعد از گذشت مدّتزمانى، امام راحل (ره) آن را پذيرفتند. با اعلام متجاوز بودن رژيم بعثى عراق و آغاز كننده جنگ تحميلى از سوى دبير كل سازمان ملل متحد، دنيا به حقّانيت ايران اسلامى بيش از پيش پى برد و رژيم عراق با پذيرش مجدّد قرارداد ١٩٧٥ الجزاير مجبور شد به پشت مرزهاى تعيين شده عقب نشينى كند.