سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٧٥
درس شانزدهم: مسائل سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران (٣) (رابطه با سازمان ملل متّحد)
قرن بيستم را بايد قرن سازمانهاى بينالمللى دانست. زيرا در عصر حاضر كمتر دولتى را مىتوان يافت كه بدون در نظر گرفتن نقش سازمانهاى بينالمللى يا منطقهاى به اتّخاذ تصميمات مهمّى در سياست خارجى خود اقدام نمايد. گسترش سريع پيشرفتهاى علمى و صنعتى و افزايش روزافزون مبادلات سياسى، بازرگانى و فرهنگى ميان ملل دنيا، كشورها را از هر زمان ديگرى به يكديگر نيازمند ساخته است.» در شرايط كنونى به دشوارى مىتوان به يك موضوع بينالمللى برخورد كرد كه به طريقى با سازمانهاى فراملّى و يا منطقهاى مرتبط نباشد. سازمان ملل متّحد يكى از مهمترين سازمانهاى فراملّى است كه امروزه به عنوان جزء لاينفك نظام بينالمللى به حساب مىآيد.
كشور ما از جمله واحدهاى سياسى عضو جامعه جهانى است كه از بدو تأسيس سازمان ملل تاكنون در آن عضويت داشته و بطور فعّال با آن در ارتباط بوده است. در تاريخ معاصر كشورمان به نمونههاى فراوانى از ارجاع مسائل حياتى كشورمان به مجمع عمومى، ديوان بينالمللى دادگسترى و يا شوراى امنيت برمىخوريم. طرح شكايت ايران از شوروى سابق و نيز صدور قطعنامه ٥٩٨ از ديگر مصاديق مهمّ طرح مسأله سرنوشت ساز كشور در اين نهاد فراملّى است. «٢» با اين ملاحظات، رابطه جمهورى اسلامى ايران با سازمان ملل متحد و كميتههاى