سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٦١
مذاكرات در شرايطى آغاز شد كه طرفين- ايران و آمريكا- در موقعيت متفاوتى قرار داشتند. آمريكا در طى اين مذاكرات از اهرمهاى قويتر و شرايط مناسبترى نسبت به ايران برخوردار بود. در حالى كه دولت جمهورى اسلامى ايران با موانع عديدهاى مواجه بود كه از ميان آنها به برخى از مهمترين اين موانع اشاره مىشود:
١- تهاجم نظامى رژيم بعثى عراق به جمهورى اسلامى ايران ٢- عدم تجانس فكرى و اجماع نظر نخبگان سياسى در سياست خارجى ٣- فقدان اطلاعات دقيق از داراييهاى ايران در آمريكا ٤- فقدان متخصّصين حقوقى مجرّب، متعهّد و مورد اعتماد به اندازه كافى ٥- تبادل پيامها از طريق دولت الجزاير كه سبب تطويل مذاكرات و پيدايش مشكلات پيچيدهاى شد.
راجع به بيانيه الجزاير تحليلهاى متفاوتى ارائه شده است امّا شايد بتوان گفت كه از ثمرات اين فرايند در سياست خارجى ايران، تسويه حساب با آمريكا و رهايى از پيوندهاى استثمارگرانه ٢٥ ساله اين كشور از طريق مذاكره بود. گرچه ايران در امضاى بيانيه الجزاير به همه خواستهاى بر حق خود نرسيد ولى با در نظر گرفتن شرايط و مقتضيات حاكم، اين اقدام انتخابى معقول از بين آلترناتيوهاى متعدّد بود. «١» از ماجراى مك فارلين تا قطعنامه ٥٩٨ در دوره زمامدارى «رونالد ريگان» همانند دولت «جيمى كارتر» تجديد رابطه با ايران به عنوان يكى از محورهاى مهم سياست خارجى آمريكا بطور جدّى دنبال مىشد.
پيشگامى در برقرارى روابط پنهانى با ايران در اين دوره به عهده «رابرت مك فارلين» مشاور امنيت دولت ريگان گذاشته شد. «٢» مسافرت مخفيانه وى در سال ١٣٦٤ ش/ ١٩٨٥ م كه بدون استقبال مقامات جمهورى اسلامى ايران و بدون دستيابى به هدفهاى مورد نظر صورت گرفت، پس از افشا شدن، جنجال بزرگى بر پا كرد. تحقيقات بعدى