سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٣٧
صلح آميز با دول غير محارب به عنوان يكى از اصول صريح سياست خارجى كشور به اصل چهارده قانون اساسى مىتوان استناد كرد.
قانون اساسى در اصل مذكور با استناد به آيهاى از قرآن كريم، يكى از اصول سياست خارجى دولت اسلامى را ترسيم و تبيين كرده است:
به حكم آيه شريفه «لا يَنْهيكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُم مِنْ دِيارِكُمْ ان تَبَرُّوهُمْ و تُقْسِطُوا الَيْهِمْ انَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» دولت جمهورى اسلامى ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامى عمل نمايند و حقوق انسانى آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كسانى اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران توطئه و اقدام نكنند.
به اين ترتيب ملاحظه مىكنيم كه صلح طلبى و اصل پذيرش صلح در سياست خارجى حكومت اسلامى يك مقوله پذيرفته شدهاى است امّا كسانى كه با مسلمين مىجنگند، در اين زمينه مستثنى شدهاند. فصل دهم قانون اساسى كه به سياست خارجى كشور اختصاص يافته، در اصل ١٥٢ به برقرارى روابط صلحآميز متقابل با دول غير محارب بطور صريح اشاره كرده است:
سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران بر اساس نفى هرگونه سلطهجويى و سلطهپذيرى، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضى كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهّد در برابر قدرتهاى سلطهگر و روابط صلحآميز متقابل با دول غير محارب استوار است.
دفاع از حقوق مستضعفين يكى ديگر از اصول قابل بررسى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، اصل دفاع از حقوق مستضعفين است. بايد توجه داشت كه اين اصل از نقطهنظر كارشناسى نيازمند تبيين و تفسير است و وجود واژههايى همچون «حمايت» كه مىتواند مفاهيم متعدّدى را شامل گردد و نيز تشخيص «استضعاف» و مستضعف قابل حمايت، بحث را بسيار پيچيده مىكند.