سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٣٤
گوناگون خود تبيين و تشريح نموده است.
با جستجو در متن قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ملاحظه مىكنيم كه برقرارى روابط صلحآميز با دولتهاى غير محارب، دفاع از حقوق مستضعفين و حمايت بىدريغ از مبارزات حقطلبانه مستضعفين «١» بطور صريح و مستقيم يا غيرمستقيم به عنوان اصول سياست خارجى كشور منعكس شده است كه در اين درس با آنها آشنا مىشويم. «٢» روابط صلحآميز با دولتهاى غير محارب «صلح»، از قديمىترين آرمانهاى مقدّس بشرى است و به دليل اين كه بيش از هر ارزش ديگرى در معرض تهديد و مخاطره بوده لذا انسانها كوششهاى فراوانى براى دستيابى به آن انجام دادهاند.
تاريخ سياسى جهان شاهد عهدنامهها و قراردادهاى دو يا چند جانبه بين دولتهاست كه اغلب آنها به منظور برقرارى صلح و همزيستى و پرهيز از جنگ منعقد شدهاند. در حقيقت تلاش براى صلح پيوسته به موازات كوشش براى تجاوز و جنگافروزى در روابط بين ملّتها ادامه داشته است. تأسيس جامعه ملل متّحد بعد از جنگ جهانى اوّل و سازمان ملل متّحد با سازمانهاى وابسته، پس از جنگ جهانى دوم نمودى از تلاش بشر براى برقرارى صلح و پرهيز از جنگ مىباشند. «٣» مقتضاى فطرت و طبيعت انسان در مناسبات و روابطى كه در عرصههاى مختلف زندگى اجتماعى و سياسى با همنوعان خود برقرار مىكند، با قطع نظر از علل و عوامل خارجى، متمايل به حالت همزيستى و صلح مىباشد و اين تمايل فطرى و طبيعى با خصايص و ملكات انسانى پيوندى بس عميق و ناگسستنى دارد.
گرچه حالت ستيزهجويى و جنگ نيز در ميان انسانها از غرايز درونى سرچشمه