سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٣٢
خلاصه اصل نه شرقى، نه غربى، يكى از اصول حاكم بر سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران است كه در چارچوب آن خطّ مشى و جهتگيريهاى سياست خارجى تدوين و تنظيم مىشود و از جهات مختلف حائز اهمّيّت است. اين اصل داراى مبانى اعتقادى و سياسى نشأت يافته از مكتب اسلام است.
در خصوص مبانى اعتقادى سياست نه شرقى، نه غربى، اصل ولايت، توحيد و قاعده نفى سبيل حالت بنيادى و زيربنايى دارند و هر يك از آنها از مستندات قرآنى، روايى و اجماع فقهاى اسلام برخوردارند. شاكله و مؤلفه اصلى مبانى سياسى اصل نه شرقى نه غربى، همان اصول و موازين اعتقادى آيين اسلام است. مطالعه مبانى اعتقادى و سياسى اين اصل از اين جهت حائز اهمّيّت است كه ما را در دستيابى به يك تعريف روشن و دور از انحراف، يارى مىكند؛ چرا كه اصل مذكور در عين سادگى مفهومى، از ظرافتهايى برخوردار است و در برخى موارد برداشتهاى سطحى از آن موجب تفسيرهاى نادرستى گرديده است. از جمله اينكه برخى آن را به مفهوم انزواطلبى و قطع ارتباط با كشورها تعبير كردهاند. در حالى كه اصل نه شرقى، نه غربى در بردارنده چنين مفهومى نيست.
سياست نه شرقى، نه غربى از برخى جهات با سياست عدم تعهّد اشتراكاتى دارد، امّا تفاوتهاى اساسى تئوريك و عملى نيز با تز عدم تعهّد دارد.
پرسش ١- اهمّيت سياست نه شرقى، نه غربى را بنويسيد.
٢- مبانى سياسى و اعتقادى اصل نه شرقى، نه غربى را نام برده و بطور مختصر هر كدام را توضيح دهيد.
٣- عدهاى سياست نه شرقى، نه غربى را به معنى قطع رابطه با كشورهاى وابسته به قطبهاى قدرت تلقى مىكنند، آيا چنين برداشتى از سياست مذكور درست است يا خير؟ توضيح دهيد.
٤- وجوه اشتراك و افتراق سياست عدم تعهّد و سياست نه شرقى، نه غربى چيست؟