سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٢٣
اصول واهداف سياست خارجى جمهورى اسلامىايران (٣) (اصل نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى)
سياست خارجى هر كشور، براساس يك سرى اصول و اهداف تعيين مىشود كه شناخت آنها در درجه اوّل اهميّت قرار دارد. جمهورى اسلامى ايران نيز همانند ساير كشورها داراى بخشى به نام سياست خارجى است كه از اصول مشخص و از پيش تعيين شدهاى پيروى مىكند. اين اصول، فصل دهم قانون اساسى، يعنى اصول ١٥٢ تا ١٥٥ را به خود اختصاص داده است.
سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران به عنوان كشورى اسلامى، شعاع عملكردى روشن و معقولى دارد كه مرزهاى آن را موازين مكتبى و اعتقادى اسلام تعيين مىكند. اصل «نه شرقى، نه غربى» به عنوان يكى از اصول سياست خارجى كشورمان در ترسيم اين مرزها نقش مهمّى بر عهده دارد. اين اصل زيربناى اعتقادى سياست خارجى كشورمان را تشكيل مىدهد.
اهميّت سياست نه شرقى، نه غربى از ابعاد مختلف قابل ارزيابى است؛ از جمله اين كه اصل مذكور يك چارچوب نظرى را به وجود مىآورد تا براساس آن تصميم گيرندگان و سياستگذاران كشور، مصالح انقلاب را از ميان شقوق مختلف تشخيص دهند. برايناساس، وزارت امور خارجه، اين مقوله حياتى را در تدوين خطّ مشى و جهتگيريهاى سياست خارجى مورد توجّه خاصّ قرار مىدهد و برمبناى آن برخى از كشورها را از لحاظ برقرارى رابطه، در اولويت قرار مىدهد و برخى ديگر را از دايره روابط ديپلماتيك كشورمان خارج مىكند. بنابراين در پرتو اين اصل، برقرارى رابطه و يا