سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٢١
خلاصه يكى از جنبههاى بارز و محسوس تحوّل كيفى سياست خارجى ايران پس از انقلاب اسلامى، اهميّت مسأله روابط بينالملل و مقوله سياست خارجى است؛ در حالى كه در رژيم سابق، سياست خارجى كشور به شكل كنونى نهادينه نبود. اختصاص يافتن يك فصل مستقل در قانون اساسى (اصول ١٥٢ تا ١٥٥) نشانگر اهميت و جايگاه سياست خارجى در نظام اسلامى است.
با مطالعه حقوق بينالملل اسلامى و ملاحظه مفاهيمى چون تابعيت، شناسايى ملل بيگانه، اصل همزيستى مسالمتآميز، اعتزال و ... به اهتمام و عنايت شارع مقدس به مسأله برقرارى روابط سالم و انسانى با ساير ملل دنيا پى مىبريم.
از جمله مسائلى كه در سياست خارجى مطرح است، مسأله معيارهاى برقرارى روابط با كشورهاى دنياست. در اين درس به سه نظر در اين مورد اشاره شد كه طى آن آراء و عقايد موافقين، مخالفين و نيز تركيب دو نظر موافق و مخالف آمد.
از ديگر مسائل برجستهاى كه در سياست خارجى مطرح است، مقوله وحدت مىباشد. اين مسأله در تاريخ معاصر محور تلاشهاى انديشمندان و نخبگان جهان اسلام را تشكيل مىداد و پس از شكلگيرى انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران به عنوان يكى از كارويژههاى دستگاه سياست خارجى و ساير وزارتخانههاى ذىربط مطرح شد و دولت اسلامى ايران گامهاى مؤثر و مفيدى در اين مورد تاكنون برداشته است.