سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١١٨
دينى قرار گرفت. آنان در جستجوى يافتن راههاى عملى ايجاد تفاهم و همبستگى در ميان پيروان مذاهب اسلامى، عمر و هستى خود را صرف كردند. «١» در واپسين سالهاى قرن بيستم، با شكلگيرى نهضت اسلامى امام خمينى (ره) و تأسيس حكومت جمهورى اسلامى، استراتژى وحدت به عنوان يكى از محورهاى اصلى فعاليتهاى حكومتى در دستور كار سياست خارجى نظام اسلامى قرار گرفت و تدوين كنندگان قانون اساسى، اين مهم را به عنوان يكى از وظايف حكومتى در سِلك ساير كار ويژههاى دولت جمهورى اسلامى قرار دادند.
از آنجا كه شالوده وزير بناى حقوق اساسى ايران را مكتب اسلام تشكيل مىدهد و اسلام همه مسلمانان را امّتى واحد مىداند، پس طبعاً در جستجوى راههايى است كه مسلمانان را به هم نزديك ساخته و كشورهاى اسلامى را به هم پيوند دهد. «٢» اصل يازدهم قانون اساسى با استناد به آيه كريمه «انَّ هذِهِ امَّتُكُمْ امِّةً واحِدَةً وَ انَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدونِ» «٣» همه مسلمانان را يك امّت دانسته و به موجب اين اصل دولت جمهورى اسلامى ايران موظّف شده سياست كلّى خود را در راستاى تحقّق ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامى قرار دهد و كوشش به عمل آورد تا وحدت سياسى، اقتصادى و فرهنگى جهان اسلام را تحقّق بخشد. «٤» ملاحظه مىكنيم كه وحدت جهان اسلام به عنوان يك ضرورت استراتژيك و حياتىترين نياز مسلمين در قانون اساسى ما شكل نهادينهاى به خود گرفته و دولت را موظف كرده در جهتگيريهاى خود، فراهم آوردن زمينههاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى وحدت مسلمين را در اولويت قرار دهد و در راه تحقّق آن بكوشد. به موجب اين اصل دولت موظف است در پذيرش دانشجو از ديگر كشورها و اعطاى بورس به آنان، برقرارى روابط اقتصادى و مناسبات فرهنگى و سياسى، فعاليتهاى علمى، فنى و بهداشتى، كشورهاى اسلامى را در