سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١١٤
براى پى بردن به منزلت و جايگاه روابط بينالملل در نظام اسلامى ايران، مىتوان آن را از دو زاويه مورد بررسى قرار داد؛ يعنى ابتدا مىتوان اين مقوله را از ديد قانون اساسى بررسى كرد و سپس با جستجو در حقوق بينالملل اسلامى به اهميّت آن پى برد.
الف- روابط بينالملل در آيينه قانون اساسى:
جمهورى اسلامى ايران با الهامگيرى از تعاليم نجاتبخش اسلام، برنامههاى برونمرزى و فراملّى خود را با هدف تحقّق بخشيدن به آرمان حكومت واحد جهانى براساس اصل استراتژيك صدور انقلاب و ارزشهاى اسلام ناب به سرتاسر جهان تنظيم نموده است. «١» در همين راستا در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران فصلى مستقل به سياست خارجى كشور اختصاص يافته كه اصول ١٥٢ تا ١٥٥ از فصل دهم را شامل مىشود و اين نكته بيانگر اهتمام و توجّه نظام اسلامى ايران به مقوله روابط بينالملل مىباشد. با اين ملاحظات درمىيابيم كه حقوق اساسى ايران بطور مستقيم و در مواردى، بصورت غير مستقيم بر ضرورت برقرارى روابط سالم با ساير كشورها تأكيد دارد.
در مقدّمه قانون اساسى، در مبحث «شيوه حكومت در اسلام» نيز، اشاره به ارزشهاى والا و جهانشمول اسلامى و تأكيد بر گسترش روابط بينالمللى با جنبشهاى اسلامى و مردمى، گوياى توجّه و عنايت خاص نظام اسلامى ايران به مقوله بسط و گسترش روابط با كشورهاى مختلف دنياست.
ب- روابط بينالملل و حقوق بينالملل اسلامى:
آيات قرآن كريم و سيره سياسى پيامبر اكرم (ص) ترسيم كننده آرمان و هدف غايى حكومت اسلامى است. در اين چشمانداز، اسلام درصدد آن است كه از انسانهاى پراكنده در كره زمين امّتى واحد و يكپارچه فراهم آورد. يعنى كشورى به گستردگى كره زمين و دولتى به شعاع فعاليت و صلاحيت همه انسانها و سرزمينها. بدين ترتيب ملاحظه مىشود كه اسلام، نظامى نيست كه به يك منطقه جغرافيايى و گروه خاصى از افراد انسانى اختصاص يافته باشد: