سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٠٧
جهانى بودن اسلام از نصوص صريح قرآن كريم است. از سوى ديگر، اسلام آيينى است كه تمام حوزههاى زندگى بشر، حوزه فردى و اجتماعى، از جمله قلمرو سياست را شامل مىگردد و در واقع، در باور و تعاليم دينى ما، شريعت و سياست مقوله واحدى مىباشند و نمىتوان بين آن دو تفكيك و جدايى قايل شد. به اين ترتيب، از راه تدبّر در قرآن، بخصوص آن دسته از آياتى كه به جهانشمول بودن اسلام تأكيد دارند، به اين نكته رهنمون مىشويم.
لازم به تذكر است كه اين اصل هيچگونه تعارض و منافاتى با اصل همزيستى و تفاهم بينالمللى نداشته و نتيجه پذيرش آن، برقرارى حالت جنگ و كشمكش دايم نيست. زيرا گر چه سياست خارجى دولت اسلامى در چارچوب «كفرزدايى از جهان» و ضدّيت با كفر، طرّاحى و به مرحله اجرا گذاشته مىشود، امّا بايد توجه داشت كه «رسالت جهانى اسلام» به مفهوم تأسيس يك مكتب آموزشى به گستردگى جهان است. لازمه انجام تعاليم و آموزشهاى اين مكتب، برقرارى آرامش و ثبات است. پس جوهره و ماهيت اين ايده، تعليمات و تبليغات است، نه توسّل صِرف به قوّه قهريه. البته اسلام در مقابل اخلالگران و متجاسران، به كارگيرى شدّت عمل و اعمال قدرت را مجاز دانسته است. «١» ب- مبانى حقوقى ايده حكومت جهانى اسلام:
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران- كه حضرت امام خمينى (رضوانالله تعالى عليه) آن را «بزرگترين ثمره جمهورى اسلامى» ناميده است- با الهام از شريعت مقدّس اسلام، به انجام رسالت جهانشمول اسلام و تلاش در جهت تحقّق آرمان حكومت واحد جهانى عنايتى خاص مبذول داشته است. در مقدمه قانون اساسى (آنجا كه از شيوه حكومت در اسلام بحث مىكند) چنين عنوان مىشود:
رسالت قانون اساسى اين است كه زمينههاى اعتقادى نهضت را عينيت بخشد و شرايطى را به وجود آورد كه در آن انسان با ارزشهاى والا و جهانشمول اسلامى پرورش يابد.