سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ١٠٢
خلاصه در اين گفتار سير تحوّل سياست خارجى ايران را از ابتداى شكلگيرى سلسله صفويه تا سقوط سلسله پهلوى در سال ١٣٥٧ شمسى مرور كرديم. همزمان بودن ظهور دولت صفويه در ايران با تحولات نظام بينالملل و آغاز عصر جديد در روابط بينالملل از يكسو، و تكوين يافتن نخستين دولت مقتدر و مستقل كه واجد ويژگى دولت- كشور در ايران بود، از سوى ديگر، علت عمده آغاز بررسى و مطالعات ما در اين مجموعه محسوب مىگردد.
در حدّ فاصل دولت صفوى و زوال رژيم پهلوى، ديپلماسى و سياست خارجى ايران فراز و نشيب بسيارى را تجربه كرد. در دوره صفويه تهاجم عثمانى به ممالك اروپاى مسيحى سبب نزديكى اين دولتها به دربار ايران شد و شاهان صفويه غالباً مىكوشيدند تا از اين دولتها عليه تركان عثمانى استفاده كنند. روابط ايران با دولتهاى اروپايى، با دست به دست شدن قدرت در ميان شاهان صفوى دچار نوسان مىشد.
در دوره افشاريه بهرهگيرى از قدرت نظامى در تحصيل هدفهاى سياست خارجى نسبت به ديپلماسى و مذاكره كاربرد بيشترى پيدا كرد و يكى از مشغلههاى سياست خارجى ايران در اين دوره مسأله تهديد عثمانى عليه ايران بود امّا روابط ايران با روسيه در اين دوره بهبود چشمگيرى پيدا كرد.
در عصر زنديه ثبات و آرامش نسبى بر كشور حكمفرما شد و از اقدامات نظامى و قشونكشيها بطور چشمگيرى كاسته شد. روابط ايران با دولتهاى اروپايى در عصر كريم خان رونق سابق را نداشت و با مرگ كريم خان، دوره ثبات و آرامش نسبى نيز به پايان رسيد.
گرچه در دوره قاجاريه حوادث و رويدادهاى تلخى به وقوع پيوست كه چهره ضعيفى از ديپلماسى ايران را به نمايش گذارد؛ امّا تأسيس دستگاه وزارت خارجه، تبادل رسمى سفراء و نمايندگان سياسى ميان ايران و ديگر كشورها، شناخته شدن اهميت ژئوپليتيكى ايران براى بازيگران قدرتمند بينالمللى سبب شد تا مورخين ديپلماسى ايران عصر قاجاريه را سرآغاز تاريخ ديپلماسى كشور تلقى كنند.
در دوره رضا خان اثرات بينالمللى جنگ جهانى اول و جابهجايى قدرت در عرصه جهانى؛ همچنين وقوع انقلاب بلشويكى موجب كنار رفتن روسيه تزارى از صحنه رقابت بر سر ايران و كاهش