جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
كه اى پيامبر، اگر پس از اتمام مهلت چهار ماهه يكى از مشركانى كه تو را مأمور جنگ با آنان كرديم از تو امان خواست تا دعوت و چگونگى استدلال تو را به قرآن بشنود، او را امان بده تا آيات الهى را بشنود و در آن تدبّر كند، علت ذكر قرآن كريم اين است كه در بردارنده مهمترين ادلّه است. ٣ مدت امان به اندازه شنيدن آيات الهى و تمايز هدايت از ضلالت براى مستأمن است و مراد از شنيدن كلام خدا، آگاهى از اصول و معارف دين اسلام است نه صرف شنيدن.
همچنين از آيه استفاده مىشود كه دادن امان تنها براى امرى دينى كه خير دين در آن است، واجب است نه مطلق امان. ٤ و ان احد من المشركين استجارك فاجره حتّى يسمع كلام الله ١. صافى ١/ ٦٨٤. ٢. المنار ١٠/ ١٧٧. ٣. مجمع البيان ٥- ٦/ ١٣. ٤. الميزان ٩/ ١٥٤- ١٥٥.
٢. وجوب تأمين امنيت جانى و مالى مشركان امان داده شده تا رسيدن به مراكز امنشان: عبارت «ثم ابلغه مأمنه» بدين معناست كه اگر مشرك مهلت داده شده پس از شنيدن آيات الهى مسلمان شد كه به سعادت دو جهان نائل گشته و اگر مسلمان نشد او را به قتل نرسان كه در نتيجه به او خيانت كرده باشى، بلكه او را به سرزمين قومش كه در آنجا مصونيت جانى و مالى دارد، برسان. ١ پس از آن مىتوانى با آنان بجنگى و آنان را بكشى. ٢ ثم ابلغه مأمنه ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ١٣. ٢. الكبير ١٥/ ٢٢٩.
٣. اهتمام اسلام به رعايت اصول انسانى واخلاقى در برخورد با دشمنان: مفاد اين آيه بيانگر نهايت درجه رعايت اصول فضيلت و حفظ كرامت و نشر رحمت و رأفت و شرافت انسانى است كه قرآن كريم آن را معتبر دانسته و دين اسلام بدان فراخوانده است. ١ امان دادن به مشركان پيمانشكن در دارالاسلام و حراست از آنان- كه دشمن اسلام و مسلمانان بوده و سالها مسلمانان را آزردهاند- تا رسيدن به جايگاه امنشان، از قلل مرتفع اسلام است. ٢ و ان احد من المشركين استجارك فاجره ...
ثم ابلغه مأمنه ١. الميزان ٩/ ١٥٤. ٢. فى ظلال ٤/ ١٤٢.
٤. لزوم آزاد گذاشتن مشركان پيمانشكن در گرايش به اسلام: بيان