جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٨
بن أرقم در پاسخ به سخنان عبداللّه او را ذليل، و پيامبر (ص) را عزيز خواند، آنگاه ماجرا را براى پيامبر بازگو كرد. حضرت دستور حركت داد و عبداللّه را احضار و از گفتهاش سؤال كرد. عبداللّه سوگند خورد كه چيزى نگفته و زيد به او نسبت دروغ داده است. پيامبر (ص) با وساطت جمعى از انصار عذر عبداللّه را پذيرفت. پيامبر سپاه اسلام را تمام آن روز و شب راه برد تا فرداى آن روز كه گرماى خورشيد آزارشان داد، پيامبر فرمان توقف داد و مسلمانان از فرط خستگى خواب رفتند. پيامبر مىخواست با اين كار، مردم سخن عبدالله را فراموش كنند. چون به مدينه بازگشتند، سوره منافقون نازل شد و گفته زيد بن ارقم را تصديق و گفته عبداللّه ابن ابى را تكذيب كرد. ١ ١. مجمع البيان ٩- ١٠/ ٤٤٢- ٤٤٣؛ فى ظلال ٨/ ١٠٩- ١١٠.
١. تهديد منافقان به اخراج پيامبر (ص) از مدينه پس از بازگشت از جنگ بنى مصطلق: مراد از گوينده، عبداللّه بن ابى بن سلول است و تعبير خداوند به صيغه جمع (يقولون) از آن روست كه يارانِ راضى به سخن او را با او شريك سازد. مراد عبداللّه بن ابىّ از «اعزّ» خودش، و مرادش از «اذلّ» پيامبر (ص) است. وى با اين سخن پيامبر (ص) را تهديد مىكند كه پس از بازگشت به مدينه او را از آن شهر بيرون خواهد كرد. ١ مراد از «رجعنا الى المدينه» بازگشت از جنگ بنىمصطلق بهمدينه است. ٢ يقولون لئن رجعنا الى المدينة ليخرجنّ الاعزّ منها الاذلّ ١. الميزان ١٩/ ٢٨٢. ٢. مجمع البيان ٩- ١٠/ ٤٤٤؛ الكبير ٣٠/ ١٧.
٢. به كارگيرى تعابير جسارتآميز بر ضد پيامبر (ص) در محاورات منافقان: تعبير رئيس منافقان حكايت از آن دارد كه منافقان در جمع خود و در محاورات ميان خويش، نسبت به پيامبر (ص) تعبيرهاى گستاخانه و جسارتآميزى داشتند. ١ يقولون لئن رجعنا الى المدينة ليخرجنّ الاعزّ منها الاذلّ ١. راهنما ١٩/ ٧٨.
٣. حضور منافقان در صف مجاهدان صدر اسلام: از آنجا كه عبداللّه بن ابىّ، رئيس منافقان، اين سخنان گستاخانه را در بازگشت از جنگ بنى مصطلق بر زبان راند،