جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٠
امام باقر (ع) از امام على (ع) نقل مىفرمايد: من و عمويم، حمزه و برادرم، جعفر و پسر عمويم، عبيده، بر امرى با خدا و رسولش پيمان بستيم كهبراى خدا ورسولش بدان وفا كرديم. پس يارانم بر من پيشى گرفتند و چون خدا خواسته است من پس از آنان ماندهام. پس خداوند درباره ما آيه «من المؤمنين ...» را نازل فرمود. ١ همچنين ابوالقاسم حسكانى (دانشمند معروف اهل سنت) از امام على (ع) روايت كرده است كه حضرت فرمود: آيه «رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه» درباره ما نازل شد و من به خدا سوگند منتظر شهادتم و بر سر پيمانم همچنان ايستادهام و در روش خود تغييرى ندادهام. ٢ ١. نورالثقلين ٦/ ٣٠. ٢. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٤٩.
١. وفا كردن مؤمنان بر پيمان خود با خداوند در جنگ: جمله «صدقوا ماعاهدوا اللّه عليه» بدين معناست كه مردانى از مؤمنان، صدق و راستى خود را در اين پيمان خود با خداوند كه به هنگام برخورد با دشمن فرار نكنند [و استقامت ورزند]، نشان دادند و به ثبوت رساندند. شاهد اينكه مراد از عهد، پيمان عدم فرار از برابر دشمن بوده است، مقابله و محاذاتى است كه اين آيه با آيه ١٥ همين سوره دارد كهدربارهمنافقان وبيماردلان فرمود: «ولقد كانوا عاهدوا اللّه من قبل لا يولّون الادبار»؛ يعنى منافقان و بيماردلان پيش از اين با خداوند پيمان بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند و فرار ننمايند. ١ من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه ١. الميزان ١٦/ ٢٩٠.
٢. نثار كردن جان بر سر پيمانِ استقامت در برابر دشمن: به گفته راغب، «نَحْب» به معناى نذرى است كه محكوم به وجوب است و «قضى نحبه» در اينجا به معناى مردن است.
از اين رو، عبارت «فمنهم من قضى نحبه» بدين معناست كه برخى از آن مردان مؤمن [بر سر پيمان خود در استقامت در برابر دشمن باقى بودند تا اينكه]، اجل خود را با مرگ يا كشته شدن در راه خدا به پايان رساندند. ١ برخى گفتهاند كه اينان گروهى بودند كه نذر كردند كه اگر با دشمن برخورد كردند، بجنگند تا كشته شوند يا اينكه خداوند آنان را پيروز كند. پس هرگاه كشته مىشدند، گفته مىشد: قضى نحبه؛ يعنى به نذرش عمل كرد. برخى گفتهاند، مراد، شهيدان جنگهاى بدر و احد است. ٢ فمنهم من قضى نحبه ١. الميزان ١٦/ ٢٩٠. ٢. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٤٩.