جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٤
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيهِم مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئلُواْ الْفِتْنَةَ لَاتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُواْ بهَا إِلَّا يَسِيرًا (١٤)
(احزاب/ ١٤)
و اگر از اطراف [مدينه] مورد هجوم واقع مىشدند و آنگاه آنان را به ارتداد مىخواندند، قطعاً آن را مىپذيرفتند و جز اندكى [در اين كار] درنگ نمىكردند.
١. موافقت سريع منافقان و بيماردلان با درخواست اظهار شرك از سوى احزاب مهاجم: همه ضميرهاى جمع به منافقان و بيماردلان، و ضمير «دخلت» به «بيوت [يا به مدينه]» برمىگردد. «اقطار» جمع قطر و آن به معناى ناحيه و جانب است. مراد از «فتنه» به قرينه مقام، برگشتن از دين است [يعنى شرك] و مراد از «سئلوا الفتنة»، طلب و درخواست شرك و فتنه از منافقان و بيماردلان است. «تلبّث» نيز بهمعناى درنگ كردن است. ١ از اين رو، معناى آيه اين است كه اگر جنگطلبان يعنى احزاب از جوانب و اطراف خانهها يا مدينه درآيند و بر منافقان وارد شوند و آنان را به شرك دعوت كنند، در پذيرفتن آن جز اندكى درنگ نمىكنند. ٢ ولو دخلت عليهم من اقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لآتوها وما تلبثوا بها الّا يسيراً ١. الميزان ١٦/ ٢٨٦- ٢٨٧. ٢. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٤٥.
٢. منافقان، انسانهايى رفاهطلب و سست اراده: منظور آيه اين است كه منافقان و بيماردلان تا راحتى و آسايش آنها تأمين است بر دين باقى مىمانند، امّا به محض اينكه سختى و شدت و جنگ بر آنان هجوم آورد، بىدرنگ از دين برمىگردند. ١ ولو دخلت عليهم ... ما تلبثوا بها الّا يسيراً ١. الميزان ١٦/ ٢٨٧.
٣. عدم دفاع منافقان و بيماردلان از خانههايشان در صورت هجوم احزاب: از اين آيه استفاده مىشود كه منافقان و بيماردلان- كه به بهانه بىحفاظ بودن خانههايشان خواستار ترك جبهه بودند- در صورت هجوم و ورود احزاب به خانههايشان هيچ گونه دفاع و مقاومتى از خود نشان نمىدادند.
ولو دخلت عليهم ... ما تلبثوا بها الّا يسيراً