جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٦
گفت: در انجام جهاد با دشمن هيچ عذرى باقى نگذاشتى، اينك مىبينم كه لباس رزم را بيرون آوردهاى، امّا ما هنوز بيرون نياوردهايم.
پس پيامبر ترسان از جاى پريد و خود را به مردم رساند كه نماز عصر را نخوانند تا به دژ بنىقريظه برسند. پيامبر (ص)، حضرت على (ع) را پيشاپيش فرستاد و پرچم را به دست او داد و به او فرمان داد تا به راه افتد و لشكر مسلمانان را كنار دژ بنىقريظه متوقف سازد و مستقر كند. حضرت نيز چنين كرد و پيامبر نيز به دنبال آنان روانه شد.
پيامبر يهوديان بنىقريظه را بيست و پنج شبانه روز محاصره كرد تا اينكه به ستوه آمدند و خداوند در دلهايشان رعب و ترس افكند. پيامبر در پاسخ به بنىقريظه كه از او خواستند حَكَمى تعيين كند، فرمود: هر يك از اصحاب مرا مىخواهيد، انتخاب كنيد.
بنىقريظه سعد بن معاذ را انتخاب كردند و پيامبر نيز پذيرفت. پيامبر به دنبال سعد فرستاد و چون سعد آمد، حكم كرد كه مردان جنگىشان كشته و زنان و كودكانشان اسير و اموالشان تقسيم گردد و زمينها و خانههايشان از آن مهاجران باشد. پس پيامبر تكبير گفت و به سعد فرمود: به حكم خداوند متعال، حكم كردى. پس پيامبر جنگجويان آنان را- كه گفته شده ششصد نفر بودند- كشت. برخى گفتهاند چهارصد و پنجاه نفر جنگجو كشته و هفتصد و پنجاه نفر اسير شدند. ١ ١. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٥١- ٥٥٣.
١. پايين آوردن يهوديان از قلعههاى مرتفع و مستحكم در جنگ بنىقريظه از سوى خداوند: «صياصى» جمع «صيصيه» و آن قلعهاى است كهاز حملهدشمن جلوگيرى مىكند. شايد تعبير به «انزال» (پايين آوردن) به جاى «اخراج» (بيرون كردن) از آن رو باشد كه يهوديان محاصره شده بر فراز برجهاى دژها مىآمدند و از آنجا و نيز از بالاى ديوارها بر دشمنانشان- كه در بيرون آنها را محاصرهمىكردند- مشرف مىشدند.
از اين رو، معناى عبارت «وانزل الذين ظاهروهم من اهل الكتاب من صياصيهم» اين است كه خداوند يهوديان بنىقريظه را كه مشركان را [در جنگ احزاب] يارى كردند، از دژهاى استوار و محكمشان پايين آورد و قلعهها را ناامن ساخت. ١ وانزل الذين ظاهروهم من اهل الكتاب من صياصيهم ١. الميزان ١٦/ ٢٩١.