جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٠
در ماجراى حفر خندق، سلمان و تنى چند از مهاجران و انصار به سنگ سفيد گردى برخوردند كه از شكستن آن ناتوان شدند. از پيامبر (ص) درباره اين سنگ پرسيدند، حضرت با سلمان وارد خندق شد و خود، كلنگ به دست گرفت و به آن سنگ زد. برقى از آن جهيد كه تمام مدينه را روشن كرد. پس پيامبر تكبير گفت و مسلمانها نيز تكبير گفتند. با ضربت دوم و سوم نيز برقى ظاهر شد. سلمان از اين برقها پرسيد و حضرت فرمود: برق نخست نشانه فتح يمن، برق دوم نشانه فتح شام و مغرب و برق سوم نشانه فتح مشرق (عجم) است. پس مسلمانها خوشحال شدند و گفتند: سپاس از آن خداوندى است كه وعده دهنده صادق است، امّا منافقان گفتند: آيا تعجب نمىكنيد كه محمد شما را خبر و وعده باطل مىدهد و به شما مىگويد كه در يثرب (مدينه) قصرهاى حيره و مدائن و كسرى را مىبيند و آنها را براى شما فتح مىكند؛ در حالى كه شما خندق حفر مىكنيد و جرأت و توان مبارزه و ظاهر شدن نداريد؟ ١ آنگاه آيه فوق نازل شد. ٢ ١. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٣٤. ٢. نمونه ١٧/ ٢٢٦.
١. فريب خواندن وعده خدا و پيامبر در پيروزى اسلام بر همه اديان از سوى منافقان و بيماردلان: مراد از «الذين فى قلوبهم مرض» سست ايماناناند كه غير از منافقاناند؛ منافقانى كه اظهار ايمان كرده، كفر باطنى خود را پنهان مىداشتند. منافقان از آن رو پيامبر را رسول خواندند كه اظهار اسلام مىكردند. به قرينه مقام وعدهاى كه منافقان و سستايمانان آن را فريب و غرور مىخواندند، وعده فتح و غلبه اسلام بر همه اديان بوده است. ١ از ابن عباس نقل شده كه منافقان گفتند: محمد به ما وعده مىدهد كه مدائن كسرى و قيصر را فتح كند و حال آنكه ما براى رفتن به بيت الخلا امنيت نداريم. ٢ واذ يقول المنافقون والذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه ورسوله الّا غروراً ١. الميزان ١٦/ ٢٨٦. ٢. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٤٥.
٢. جنگ روانى منافقان بر ضد مسلمانان درجنگ احزاب: ازاينكه منافقان در برخورد با مؤمنان وعده قطعى خداوند و پيامبر را در پيروزى اسلام بر همه اديان و فتح مدائن كسرى و قيصر و يمن فريب و غرور مىخواندند، معلوم مىشود كه آنان